تبليغاتX
امید شاداب

دختران ایرانی نازترین عکسهای ایرانی

عکسهای خفن ایرانی

نازترین عکسهای ایرانی

نازترین عکسهای خارجی

عکس های خارجی

کلیپ عکسهای خفن ایرانی های ایرانی

کلیپهای ایرانی


maysport

امید شاداب

maysport

http://maysport.blogfa.com

امید شاداب

امید شاداب

امید شاداب

نویسنده وبلاگ امید شاداب: این وبلاگ ورزشی که در سال 84 رسما وارد دنیای اینترنت شده است ، سعی دارد که اخبار و تحلیل در رابطه با ورزش کشور و البته بیشتر ( استان و مریوان ) را در آن منعکس نماید . دوستان و همکاران بنده که همگی کارشناسان خبره ورزش هستند ، در این کار بنده را یاری میدهند . و چنانچه بازدید کنندگان محترم با نظراتشان ما را یاری نمایند , در اشاعه و انعکاس ورزش شهر و استانمان نقشی زیاد خواهند داشت. ورزشی

امید شاداب

امید شاداب
خانه آرشیو لینکستان پست الکترونیک تماس با ما
قالب وبلاگ فال حافظ جوک SMS گالری تصاویر بلاگفا
ذخیره سازی علاقه مندی خانگی کن تبادل لینک RSS 2.0
 
ورزشی
موضوعات
 

 

 
 
تبلیغات
 
افراد آنلاین
 
جدیدترین مطالب
   
آرشیو مطالب
   
  ايرج ساعدي و رسيدن به آرزوي ديرين
مرتبط با :
ارسال شده در: چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386

                                                   

ايرج ساعدي يكي از دوستان بنده از دوره دبيرستان و مسابقات آموزشگاهي سنندج است (بنده در دوره دبيرستان در شهر سنندج درس خوانده ام ) از همان روزها علاقه و استعداد زيادي  در داوري داشت . يادم است كه هنوز هيچ دوره داوري نديده بود كه بدون ترس با تيمها و بازيكنان بزرگ  برخورد ميكرد و اين را همان موقع به ايشان گفتم و برايش سوگند خوردم كه بجز مهر پيما (داور بين المللي) و مرحوم راستكردار (داور ملي) از تمامي داوران  استان برتري و خدا را شاهد ميگيرم همان موقع اين اعتقاد را داشتم . بعدها كلاس داوري رفت و خيلي زود خودش را تحميل كرد و هرچند حسادت عده اي  و هيئت استان برايش مشكل درست ميكردند تا در جا بزند و چه درد دلهاي كه با بنده دراين مورد كه نكرده است . هرجند 5 سال ديرتر به جامعه داوري ايران پيوستد ولي خوشبختانه يكي دو سال است كه فقط به خاطر لياقت خود به ليگ دسته اول و كم كم به ليگ برتر ايران رسيده است . و اين يك افتخار براي تمامي ما اهالي ورزش استان است و اميدوارم به سرنوشت مهر پيما داور خوب گذشته ما دچار نشود كه بخاطر يك اشتباه (نگرفتن  پنالتي در يك روز برفي ) بدون حامي ماند و از صحنه اصلي دورش كردند و اين در حاليست كه امروزه بزرگترين اشتباهات را امثال خسروي ها دارند و به لطف حاميان بزرگ در صحنه مانده اند . ساعدي  خود نيز بايد ششدانگ حواسش جمع باشد و فرصت را از دست ندهد چون در غير اين صورت به پيش حسودان استان ديپورت خواهد شد .

نوشته شده توسط امید شاداب ,

  نمک سرخابی بر زخم فوتبال ایران
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه بیست و سوم مهر 1386
شصت و سومین دربی تهران در حالی به پایان رسید که به کسی توصیه نمی شود این بازی را مرور کندتا از این رهگذر حظ بصری ببرد و یا بر میزان درک فنی او افزوده شود چراکه این دیدار هیچ یک از این دو ویژگی را نداشت. به گزارش خبرنگار مهر، دربی تهران، نه امروز، که هیچگاه زیبا نبوده و این درد امروز فوتبال ما نیست که اگر این درد را درمانی بود، چه بسا فوتبال ما را سامانی بود. نمی توان این دیدار را با دیدار در هیچ کجای دنیا قیاس کرد چراکه ما اندک شباهتی به آنان نداریم. چه از حیث بازیکن ، چه از حیث تماشاگر و چه از حیث مربی و مدیرعامل. دو مدیرعامل و دو مربی این دو تیم چه رجزخوانی ها که پیش از این دیدار برای هم نکردند اما دست آخر نمایشی را ارائه کردند که ارزش دست زدن و سوت کشیدن نداشت. حس زیبایی شناسی تماشاگر ایرانی مدت هاست که زمخت شده و لطافت خود را از دست داده و آنها با ندانم کاری تلاش می کنند بر این زخم نمک بپاشند. کیست که نداند این بازی ارزش وقت تلف کردن نداشت. هر دم از این باغ فوتبال جهان بری می رسد اما اینجا هنوز اندرخم یک کوچه مانده ایم(مانده اند). ظریفی می گفت بازیکنان ایرانی به کم قانع شده اند و این دردی است برای پیشرفت در عرصه های ورزشی. بازیکنی که در شهر و دیار خود بهترین بود وقتی سر از استقلال و پرسپولیس درمی آورد ، تمام می شود انگار اینجا پایتخت فوتبال جهان است غافل از اینکه ما در عرصه باشگاهی از شیخ نشینی چون امارات هم ضعیف تریم بله باید ناراحت بود از اینکه این دو قهرمان نمی شوند چرا که وقتی استقلال و پرسپولیس نیستند، فوتبال ما نیست حتی اگر خیلی ها خوشحال باشند از اینکه دیگر فوتبال ما دو قطبی نیست.غافل از اینکه در حال حاضر فوتبال ما نه تنها چند قطبی نیست، تک قطبی هم نیست. سایپا قهرمان فصل گذشته فوتبال ما را نگاه کنید. تمام تیم هایی که در لیگ برتر قهرمان شده اند در فصول بعد خبری ازشان نبوده و معلوم می شود که پایه و اساس نداشته اند و در کجای دنیا چنین است. قوی شدن دیگر تیم ها باید در سایه قدرت استقلال و پرسپولیس صورت بگیرد نه در سایه حقارتشان. حرفی نمانده چون حتی در نکوهش این دو تیم هم نمی توان بیش از این سخن گفت. این دو تیم تفکرات پیش پا افتاده ای دارند و این تفکرات را مانند جریانی سیال به سکوها انتقال می دهند. وای به روزی که این ذهنیت از آنتن به خانه ها راه یابد- که راه یافته - و ذهن های ایرانیان را آلوده کند. ذهن هایی که زیبا نیستند..
نوشته شده توسط امید شاداب ,

  عید فطر مبارک
مرتبط با :
ارسال شده در: جمعه بیستم مهر 1386

 

فرا رسیدن عید فطر را به تمامی مسلمین و بازدید کنندگان محترم تبریک میگویم . امیدوارم همیشه و همه حال مورد رحمت خداوند رحیم باشیم و طاعات و عبادات همگی مورد قبولی حق تعالی باشد  ( آمین)

 

نوشته شده توسط امید شاداب ,

  خورشيدي كه قرار بود طلوع فوتبال كردستان باشد باعث غروب آن شد
مرتبط با :
ارسال شده در: یکشنبه پانزدهم مهر 1386
 

 

خورشيدي كه قرار بود طلوع فوتبال كردستان باشد  باعث غروب آن شد

تيم خورشيد زريبار با حمايت برادران روزجنگ كه بر سر مسائل مالي و ملكي با منصور رستمي صاحب امتياز فرمانداري مريوان اختلاف داشتند تنها به اين هدف تشكيل شد . با تحت پوشش بردن  تيم هميشه متوسط استان( استقلال مريوان) و جذب 20 بازيكن تراز اول استان در سال 83 و يك مربي با سابقه (لطف الله نسب) و صرف 30 ميليون تومان در همان سال اول همه را اميد وار كرد كه در سالهاي بعد پله اي از فرمانداري كه در ليگ دسته دو ايران و جام هاي حذفي بازيهاي درخشاني داشت (دو بار حضور در جمع 16 تيم ايران) بالاتر برود و به ليگ دسته اول راه پيدا كند .هرچند دو بار قهرماني استان را به دست آورد و به ليگ دسته دو ايران راه يافت ولي خيلي زود همه اهالي فوتبال را نا اميد كرد چرا كه با شانس و اقبال در دسته دو ايران باقي ماند و در بين 14 تيم رتبه 12 را به ست آورد و اگر نبود زحمات مربي تهراني اين تيم كاشي ن‍ژاد كه تا نيمه راه با تيم بود قطعا تيم صقوط ميكرد كه سقوط هم ميكرد زياد تفاوتي نداشت چون مسئولين باشگاه به فكر فروش تيم بودند نه فوتبال استان . در طي سه سال بيش از 200 ميليون از جاهاي مختلف به اين تيم به ظاهر خصوصي پول تزريق شد كه اگر صرف درست و زيربنايي فوتبال استان ميشد بسيار بيشتر جواب ميداد .  اصلا چرا بايد سهميه اي كه با نابودي 80% فوتبال ما همراه بود فروخته شود .جواب تماشاگراني را كه خيلي اميدوار بودند را چه كسي ميدهد ؟ پول فروشش را چكار ميكنند و به چه كساني ميرسد و چرا؟ هيئت فوتبال استان كه هيچ كمكي به اين تيم نكرد ، دراين واگزاري چرا خاموش ماند ؟ استانداري چكار كرد مگر نمي بيند در همين دو استان ما كه سالها نمایندگانش از ما شكست ميخوردند  حالا با حمايت استانداري در ليگ برتر ايران نماينده دارند؟ راستي از صرف اين هزينه كه براي فوتبال كردستان بسيار زياد بود چه چيزي عايد فوتبال شد ؟ غير از نابودي فوتبال عده اي جوان ، سرخوردگي مردم ، ازهم پاشيدگي چند تيم خوب استان چون (فرمانداري مريوان ،ساينا سنندج و تربيت كامياران ) چرا تيم اميد قروه و اميد مريوان كه در جمع 10 تيم ايران بودند پول كرايه ميني بوس را هم نداشتند مگرمسئولين استان و شهرهايشان خواب بودند ؟

البته نبايد از حق گذشت مسئولين خورشد زريبار پولي نداشتند تا هزينه كنند و هيچ كس يا نهادي حاضر به كمك كردن نبودند و برادران روزجگ كه توانايي هزينه جندين باشگاه ليگ برتري را هم دارند كنار نشسته اند چون هدف آنها كمك به فوتبال نبود بلكه هدف نابودي تيم رستمي بود . به حال اين مردم ورزشكار و ورزش دوست استان بايد گريه كرد كه اين چنين مورد حمايت قرار ميگيرند و باعث غروب فوتبال استان شدند نه طلوع آن . راستي در سالهاي گذشته كه تيمهاي استان بدون پول تيمهايشان را به مسابقات كشوري ميبردند و با سيلي صورتشان را سرخ ميكردند نتايج بهتر نبود ؟ سرباز و توحيد (سنندج) ، سرانچيك (قروه) فرمانداري (مريوان) و............. امروز كجايند ؟

 

 

نوشته شده توسط امید شاداب ,

  كالبدشكافي جدايي خوزه مورينيو و چلسي
مرتبط با :
ارسال شده در: دوشنبه دوم مهر 1386
   

 


   سه‌شنبه ساعت ده شب. رختكن استمفوردبريج. آندري شوچنكو دست ميشل اسين را مي‌فشرد و به او براي بازي خوبش برابر روزنبرگ در ليگ قهرمانان، مسابقه‌اي كه با تساوي يك - يك پايان يافت، تبريك مي‌گويد. مرد سال سابق فوتبال اروپا به بهترين هافبك كنوني آفريقا مي‌گويد سيستم تيم او را به دردسر انداخته بود و كمتر كسي توپ مناسبي براي او ارسال مي‌كرد. اين جمله به مهاجم اوكرايني چلسي تعلق ندارد، بلكه نظر رومن آبراموويچ، بيليونر روسي چلسي است كه دقايقي پيش با شوا حرف زده. سپس آبراموويچ جلو مي‌آيد و به اسين هم مي‌گويد چگونه بايد بازي مي‌كرد. شوچنكو بين آن دو نقش مترجم را بازي مي‌كند. خوزه مورينيو در سالني ديگر در حال برگزاري مصاحبه مطبوعاتي‌اش است ولي نمي‌داند در رختكن چه مي‌گذرد و رئيسش چگونه شمشير را براي او از رو مي‌بندد.‌ فلاش بك سه‌شنبه ساعت 7 و 11 دقيقه بعدازظهر در رختكن چلسي. 18 بازيكن چلسي راهي ميدان مي‌شوند تا خود را براي رويارويي با روزنبرگ گرم كنند. همه بازيكنان مي‌روند جز جان‌تري كه حتي بلند هم نمي‌شود. يكي از دستياران خوزه مورينيو جلو مي‌رود و به‌تري مي‌گويد همه رفته‌اند و او هم بايد به ساير بازيكنان بپيوندد اما كاپيتان چلسي اعتنايي به او نمي‌كند و بي‌حركت در جايي كه نشسته باقي مي‌ماند. يكي از شاهدان عيني ماجرا مي‌گويد:‌تري ميخكوب بود و آشكارا مسأله بسيار جدي ذهنش را به خود مشغول كرده بود. در عين حال او خشمگين هم بود، چرا كه مورينيو ساعتي پيش از گروه پزشكي تيمش پرسيده بود چرا كاپيتان‌تري در فرم خوبي به سر نمي‌برد؟ غرور و خشم كاپيتان ‌ بازي شروع مي‌شود و دروازه چلسي خيلي زود پس از ضربه آزاد ميكا كوپينن و تماس توپ با جان‌تري وارد دروازه پترچك مي‌شود. چلسي در شرايطي راهي رختكن مي‌شود كه يك گل از روزنبرگ عقب است. مورينيو در رختكن زبان به انتقاد از كاپيتان‌تري مي‌گشايد.‌تري واكنشي نشان نمي‌دهد ولي همه آثار خشم را در تك‌تك اجزاي صورتش تشخيص مي‌دهند. زوجي كه بسيار نزديك به هم قلمداد مي‌شدند، بيست و چهار ساعت بعد از هم دل كنده بودند. مورينيو دريافت 5/10 ميليون پوند غرامت را مي‌پذيرد و استمفوردبريج را‌ترك مي‌كند. مورينيو مي‌گويد: رابطه من و‌تري نه براي يك حادثه يا درگيري در يك لحظه خاص، بلكه طي گذر زمان بر هم خورد. جزئياتي كه بايد بدانيد براي دستيابي به دلايل جدايي خوزه مورينيو و چلسي بايد به تابستان 2005 بازگشت. مورينيو در فصل اول حضورش در استمفوردبريج خارق‌العاده عمل كرد؛ وارد شد و چلسي را با فاصله زيادي از منچستريونايتد پس از نيم قرن قهرمان ليگ كرد و تا آستانه حضور در فينال ليگ قهرمانان هم پيش رفت ولي سپس همه چيز به سردي و تيرگي گراييد. پيتركنيون تصور مي‌كرد توفيق چلسي برتافته از نبوغ و عملكرد او به عنوان مدير اجرايي باشگاه است، نه حضور مورينيو. اطرافيان آبراموويچ در گوشش زمزمه مي‌كردند پول و سرمايه او چلسي ر ا به اينجا رسانده و هيچ يك از آنها نامي از خوزه مورينيو نمي‌بردند. در تابستان 2005، فرانك آرنسن، مديرورزشي تاتنهام با مبلغ 5 ميليون پوند راهي چلسي شد و ظاهراً قرار بود استاندارد تيم‌هاي جوانان چلسي را بالا ببرد اما زمينه ورود به استمفوردبريج را پيت دويسر، بازيكن‌ياب معروف هلندي كه از اولين روز ورود آبراموويچ به چلسي، مشاور او در زمينه فوتبال به شمار مي‌رود، مهيا ساخت. آرنسن و دويسر از دوران همكاري در آيندهوون با هم دوست و همكار بودند و نفوذ فراواني بر آبراموويچ داشتند و دارند. اين دو در كنار سورن لربي، ولادو لميچ و پيني زهاوي مشاوران كليدي آبراموويچ در امر خريد بازيكنان جديد هستند. در حالي كه هدف اصلي آنها، به قول يك كارشناس اقتصادي، به دست آوردن پول آبراموويچ و خرج كردن آن در بازار بر مبناي برنامه‌هاي خود است. آنها براي اجراي برنامه‌هايشان به قدرت نياز داشتند و مربي‌اي بايد رهبري چلسي را برعهده مي داشت كه به آنها اقتدا كند ولي خوزه مورينيو مربي‌اي نبود كه برابر آنها گردن را كج كند و بر مبناي دستورات آنها به خريد و فروش بازيكن بپردازد.‌ جنگ قدرت بنابراين <جنگ قدرت> در چلسي آغاز شد و آرنسن و يارانش شروع به تضعيف مورينيو كردند و از هر فرصتي براي زير سؤال بردن او نهايت استفاده را بردند. وقتي مورينيو با يوفا در مورد عملكرد داوران درگيرشد، گفتند او باشگاه را به هرج و مرج كشانده و وقتي مورينيو ديدارهاي كليدي را با پيروزي يك بر صفر به پايان برد، به آبراموويچ مي‌گفتند بايد مربي‌اي را به خدمت درآوري كه فوتبال زيبايي ارائه دهد و تيمش گل‌هاي پرشماري بزند. ‌ بنابراين طي كمتر از يك سال، مورينيو به‌رغم توفيق فراوان در چلسي، كنترلش بر همه چيز را از دست داد. او در تابستان 2006 تقاضاي خريد ساموئل اتوئو را داد ولي جاي اتوئو، آندري شوچنكو تمام‌شده و بي‌مصرف با مبلغ 30 ميليون پوند به خدمت گرفته شد. ويليام گالاس به‌رغم مخالفت مورينيو به آرسنال فروخته شد و خالد بولاهروز هلندي به‌رغم مخالفت او با مبلغ 7 ميليون پوند به لندن آورده شد. همه اينها جايگاه مورينيو را روز به روز ضعيف‌تر كرد. در اواسط فصل پيش و افزايش تعداد مصدومان، او عملاً بازيكني را براي قرار دادن در قلب دفاع نداشت و به اسين روي آورد و امتيازهاي بسيار حياتي را هم در رقابت با منچستريونايتد از دست داد. او خواستار يك مدافع مياني خوب بود ولي دويسر مي‌گفت بايد الكس برزيلي را از آيندهوون آورد و تال بن‌هايم كه پيني زهاوي، مدير برنامه‌هايش بود را به چلسي آورد و مورينيو آن زمان به هر دو پيشنهاد پاسخ منفي داد. از آن بدتر زماني بود كه يكي از دستياران مورينيو را اخراج كردند و آورام گرانت را در رأس مربيان زير دست مورينيو قرار دادند. اعتراض مورينيو مترادف با اعلان جنگ علني بود. ‌ جنگ علني مي‌شود مورينيو در اولين واكنش حاضر نشد شوچنكو ناآماده را در تركيب اصلي قرار دهد و در همين برهه زمزمه اخراج او توسط آبراموويچ براي اولين بار به گوش رسيد. پس از پيروزي 4 بر صفر مقابل ويگان بود كه گروهي از طرفداران چلسي كه تا حدي به شرايط بد مورينيو در حلقه مديران باشگاه پي برده بودند، شعار <براي مربي خاص خود بپا خيزيد> سر دادند. آبراموويچ براي سه ديدار در ورزشگاه حاضر نشد و به دستيارانش دستور داد دنبال مربي جديدي بگردند و مورينيو براي اولين بار دريافت دير يا زود چاره‌اي جز ترك چلسي را ندارد. نقطه مانور او قرارداد 28 ميليون پوندي بر مبناي دريافت سالي 2/5 ميليون پوند طي سه سال و دريافت پاداش تا سقف 10 ميليون پوند بود. او در اين دوران به‌رغم طولاني‌شدن سياهه مصدومانش به كسب پيروزي ادامه داد و چلسي را فاتح جام اتحاديه و حذفي كرد و در حقيقت آبراموويچ را مجبور به آرام‌شدن نمود. او در همين دوران بود كه گفت آرام‌شده و از درگيري و تنش با ساير مربيان و مقامات برگزاركننده رقابت‌ها پرهيز خواهد كرد. سپس به سيستم 2-4-4 روي آورد و پذيرفت آورام گرانت، مدير بخش فوتبال باشگاه است. ‌ آورام گرانت و نظام جاسوسي مورينيو سعي كرد با آورام گرانت همكاري كند و آن دو طي سفر آمريكايي چلسي كنار هم بودند اما گرانت شروع به برقراري رابطه دور از اردو و چشمان مورينيو با برخي بازيكنان كليدي تيم- شامل جان تري- كرد. مي‌گويند به آنها مي‌گفت: چي شده؟ چرا غمگين هستي؟ از پستي كه به تو محول شده راضي نيستي؟ اين سيستم تيم را نمي‌پسندي؟ در حقيقت گرانت قدم به قدم زمينه افزايش فاصله بين مورينيو و مردان كليدي تيمش را مهيا ساخت. ‌ مورينيو مي‌دانست دوران او در چلسي پايان يافته؛ چنان كه در گردهمايي دو هفته پيش مربيان برگزيده در ژنو گفت: چلسي را دوست دارم، فوتبال انگليس را هم دوست دارم ولي تصور نمي‌كنم زمان طولاني در چلسي بمانم و وقتي كسي پرسيد چرا؟ پاسخي نداد ولي چهره‌اش آشكارا ناراحت و دژم بود. ‌ انفجار نهايي جلسه سردي برگزار شد و مورينيو و مديران مالي چلسي روي مبلغ 5/10 ميليون پوند به‌عنوان مبلغ نهايي غرامت توافق كردند. مورينيو آخرين سفرش به زمين تمريني كابهام را انجام داد. وسايلش را برداشت و با بازيكنان خداحافظي كرد. تك‌تك آنها را در ‌آغوش كشيد و گفت موفق باشي پسر.‌ديديه دروگبا و فرانك لمپارد زدند زير گريه و لمپارد يكسره به زير دوش پناه برد تا كسي چشم‌هاي خيس‌شده‌اش را نبيند. شوچنكو و جان تري فقط دست دادند و واكنش احساساتگرايانه‌اي از آنها بروز نكرد. چند نفري پشت‌سر شوا و تري از گرانت به‌عنوان <ديوانه عوضي> ياد كردند و سپس سكوت رختكن را فرا گرفت؛ سكوتي ممتد و تلخ.

نوشته شده توسط امید شاداب ,

درباره وبلاگ
 
نویسنده وبلاگ امید شاداب: این وبلاگ ورزشی که در سال 84 رسما وارد دنیای اینترنت شده است ، سعی دارد که اخبار و تحلیل در رابطه با ورزش کشور و البته بیشتر ( استان و مریوان ) را در آن منعکس نماید . دوستان و همکاران بنده که همگی کارشناسان خبره ورزش هستند ، در این کار بنده را یاری میدهند . و چنانچه بازدید کنندگان محترم با نظراتشان ما را یاری نمایند , در اشاعه و انعکاس ورزش شهر و استانمان نقشی زیاد خواهند داشت.
 

تبلیغات

 
لیست دوستان

فیفا
یوفا
فدراسیون فوتبال ایران
سایت مجید جلالی
مریوان گالری
پيامنير
کوهنوردی مریوان
نود و فردوسی پور
جمشید فرجوند فردا
خبرنگار (جانعلی پور)
شاهو (افشین خوشگوار)
والیبال مریوان
آگرین (حسن خانپور)
پروفايل
دختران مریوان
قالب وبلاگ
 

 
بخش ویژه
#FFFFFF

RSS

 
 
Copyrights This Blog  © 2008 | Designed By : NazTarin.Com