
1- سوت آغاز جام ملتهای اروپا با نفس های روزتی بصدا درآمد و ایرانی ها همچون همیشه می توانند بازی را از تلویزیون ملی ببینند، بازی هایی که می تواند سرشار از تصاویر تکراری موقعیت های خطرناک و یا گل باشد که البته حوصله خیلی ها را بسر می آورد. اصولاً بینندگان ایرانی یک بعدی شده اند، آنها فقط در جهت نگاه به فوتبال کانالیزه می شوند و از جشن بزرگ اروپایی و شور و هیجانش هیچ اطلاعی ندارند و بگونه ای خوراک برایشان مهیا می شود که گویی اروپا تنها به فوتبال فکرمی کند.
2- اگر بخواهیم فوتبال را درصدی از جام تلقی کنیم می توان آنرا ده درصد اهمیت جام نامید، آنچه که دیدنی و شنیدنی است مربوط به شادی و خوشحالی مردمانی است که در کارناوال ها به برگزاری جشن های ملی و محلی خود می پردازند و تصویری کوچک از کشور خود را به نمایش می گذارند. جام هایی نظیر ملتهای اروپایی وجهانی بهانه ای برای دور هم بودن و شادی برای مردان و زنانی است که درزندگی روزمره اروپایی غرق شده اند و زمانی برای شادی اختصاص نداده اند و آنرا بهانه ای خوب برای آزاد کردن انرژی نهفته خود می دانند. جامی برای تبلیغ فرهنگ، هنر، صادرات و اماکن توریستی فراوان که می توان با کمترین هزینه، بیشترین تبلیغات را صورت داد.
3- وقتی فستیوال اروپایی فوتبال آغازمی شود، ایرانی ها تلویزیون هایشان را روشن می کنند تا از اوج فوتبال در بالاترین سطح لذت ببرند و با رقص توپ و حرکت بازیکنان جایی میان آسمان و زمین را برای خودشان دست و پا کنند، جام برای ایرانی ها با سوت داور آغاز و با همان سوت پایان می یابد اما این جام فراتر از این سوت ها، گل ها و توپ هاست، جام ملتهای اروپا محلیست که در آن مردمان می آیند تا دور هم بودن و با هم بودن را تمرین کنند و اندکی از زندگی روزمره و خط کشی های مرسوم جامعه میان فقیر و غنی، کارمند و کارگر و رییس و مرئوس فاصله بگیرد. شما می آیید تا در جشن اروپایی حضور یابید و چشمانتان را ببندید و لذت ببرید، فوتبال 90 دقیقه است و تمام می شود اما آنها برخلاف ما که وقتی تلویزیون را خاموش می کنیم یعنی جام پایان یافت به خیابان ها و مراکز تعیین شده می آیند و به شادی و هلهله می پردازند، سرود می خوانند و لباس محلی می پوشند تا جام را به محلی برای تبلیغ فرهنگ و تمدنشان تبدیل کنند، جامی که فوتبال را بهانه ای برای دور هم بودن و آشنایی ملل کرده است.
۴-جام به کشورها می آید تا جهش اقتصادی را برای مردمانش بوجود بیاورد و موجب گردش پولی وسیع در سطح جامعه شود، در جام جهانی 2002، ژاپن توانست ازاین فرصت نهایت استفاده را ببرد و حدود بیست میلیارد دلار سود خالص را وارد شریان های اقتصادی کشورش کند. در مورد آلمان هم می توان گفت که پس از تحقيقات دقيق و همه جانبه رشد 7/0درصدي اقتصاد كشور آلمان نسبت به سال 2005 بود كه اين عدد براي كشوري كه در مركز تجارت و واردات و صادرات اروپا قرار گرفته است، يك موفقيت بينظير به شمار ميآيد. البته طبق پيشبيني كارشناسان، اين رشد اقتصادي به مراتب در 5 سال بعد بيشتر نيز ميشود. اتریش و سوییس با چنین نگاهی میزبانی را پذیرفتند و باید منتظر ماند و از ارقام جدید اقتصادی، مسائل را بررسی نمود. همچنین می توان به اهمیت این رقابت ها برای کمپانی های تولیدی اشاره کرد که بعنوان مثال شرکت آدیداس موفقیت های مالی بسیاری را نشان داده است که تحت تاثیر برگزار جام ملتها به موفقیت مالی چشمگیری دست یافت. اين كمپاني ورزشي كه محل اصلي آن در آلمان است و در برخي كشورها شعباتي دارد، در 3 ماه نخست سال جاري با درآمدي بالغ بر 169 ميليون يورو مواجه شده كه نسبت به سه ماهه نخست سال 2007، رشد 32 درصدي بوده است، سرمايه در گردش اين شركت در اين مدت، 3 درصد افزايش يافته و به 2.621ميليارد يورو بالغ شده است.
5- فوتبال پدیده اجتماعی منحصربفردی است که می تواند زبان مشترکی برای همه رنگها، نژادها، قوم ها و کشورها باشد. فوتبال می تواند جنگ داخلی کشوری را برای 90 دقیقه خاموش کند و دستان دوست و دشمن را در دست یکدیگرقرار دهد تا برای پیروزی کشورشان دعا کنند، فوتبال می تواند جشن بزرگ ملت هایی شود که سالیان سال رنگ شادی ندیده اند و پیروزی تیم ملی شان بهانه ای برای خندیدن وخنداندن باشد. کاش تلویزیون ایران می توانست از تاثیر فوتبال با تصاویرش برای ما بگوید، کاش امکان داشت تا فوتبال را به همین 90 دقیقه محدود نکنیم و از تاثیراتش در اروپا و جهان لذت ببریم اما چاره ای نیست تا همچون همیشه تصاویر تکراری موقعیت های خطرناک و گل بازی ها را تحمل کنیم بلکه به این باور برسیم که فوتبال شاید همین نود دقیقه برای ما ایرانی ها باشد،تنها شاید ، باید به این دلخوش باشیم كه محیطی مانند اینترنت كمی این فضا را شكسته است و با انتشار تصاویر حاشیه ها و ندیدنیهای جام ، كمی ما را با فضای غیر فوتبالی این مسابقات آشنا می كند.
علی عالی