قالب پرشین بلاگ

وبلاگ ورزشی امید شاداب

وبلاگ ورزشی امید شاداب
ورزشی

در هفته گذشته و با یاداشت یکی از داوران در وبلاگم متوجه شدم که بهنام نظری به عنوان سرپرست هیئت فوتبال منصوب شده اند . منتظر ماندم تا مطمئن شوم و با خود آقای بهنام نظری تماس بگیرم . البته سفر من همراه با تیم فوتسال راهنمایی کردستان به زنجان مانع شد تا زود تر تحقیق نمایم و در این رابطه مطلب داشته باشم .

قبل از هر چیز لازم است یادآور شوم که آقای بهنام نظری از دوستان خوب و قدیمی بنده است که در مسابقات المپیاد ورزشی دانش آموزان ایران در مشهد که مقام سوم ایران را کسب کردیم با هم بودیم و هم اطاقی و از آن روز تا به حال همچنان با ایشان رابطه دوستانه ای دارم .

ایشان یک ورزشکار خوب و مدافعی جسور بودند و چند سال بعد نیز در تیمهای قروه عالی بازی کردند . هرچند خیلی زود فوتبال را رها کرد ولی امیدوارم بازگشتش به فوتبال منشا خیر باشد . اینها را گفتم تا بگویم باید کمکش کرد تا موفق باشد و اگر در آینده مشکلی دیده شد رفاقت قدیمی مانع از نقد منصفانه نخواهد شد .

ایشان چند فاکتور مثبت دارد :

1-    خودش فوتبالیست بوده و خاک ورزش خورده است .

2-  برای اولین بار یک شهرستانی مسئول هیئت میشود ( با احترام به تمامی سنندجی ها ) که میدان را قبلا  به شهرستانی ها نداده بودند .

3-    جوان است و هیئت واقعا به نیروی جوان نیازمند است .

4-  علم مدیریت را به خوبی میشناسد چون مسئولیتهای زیاد مدیریتی داشته و با چارت ، نظم و همکاری آشنا است .

5-    به علت داشتن مسئولیت در دولت اگر بخواهد میتواند سکوی پرش فوتبال مرده ما باشد .

 البته میتوان دوری زیاد ایشان از جو فوتبال ، عدم شناخت ( تیمها ، بازیکنان ، داوران ، پیشکسوتان ، عوامل مفید و غیر مفید هیئتهای گذشته ) یک مشکل فرض کرد . در این کار نقش ما خانواده فوتبال بسیار مهم است میتوانیم با کمکهای دلسوزانه و درست خود این نقیصه را نیز رفع نماییم .

آقای نظری نیز باید بداند این بهترین فرصت است تا نام و خاطره اش را برای همیشه در فوتبال کردستان جاودانه نماید و اولویت فوتبال را بر دیگر مسائل قایل شود چون از یک ورزشکار این انتظار بیهوده نیست . در واقع باید کاری کنند تا اگر در دیگر مسائل کاریش موفق بود بگویند یک ورزشکار در سیاست ، مدیریت و پیشرفت دخیل بوده است .  ایشان باید نماینده ورزش در دولت باشد نه نماینده دولت در ورزش  

آینده نشان میدهد که ورزشکاران و خصوصا فوتبالیها چه نظری در باره نظری خواهند داد .  

 

 : مرتبه
[ شنبه سوم مرداد 1388 ] [ 17:38 ] [ امید شاداب ]

 

از آغاز لیگ استان (سال 72) مریوان در لیگ استان بیشتر از دیگر شهرها نماینده داشته گاهی چهار ، سه و هیچ وقت از دو تیم کمتر نداشته است . هر سال شاهد بازیهای زیبا و جاندار تیمهای مریوانی با هم بوده ایم و دیدن بازیهای داخل شهری مریوان حتی چندین بار در لیگ منطه ای کشوردر برابر هم برای اهالی فوتبال مریوان و استان بسیار جذاب بوده  است . بارها شاهد بوده ام تیمی که حتی در آن سال قهرمان استان شده به تیم قعر نشین همشهری خود باخته است و این طبیعت داربیها در تمام دنیاست که ضعیف و قوی نمیشناسد .

امسال که دو تیم آراس و اوراز در هفته سوم لیگ با هم بازی داشتند متاسفانه اخلاق را باختند و زیبایی داربی را از بین بردند . هرچند من در مریوان نبودم و بازی را ندیدم ولی متوجه شدم که هر دو تیم چه بازنده و چه برنده فوتبال را رها کرده و درگیریهای لفظی و فیزیکی زیادی را با هم داشته اند و داور ضعیف و بی تجربه بازی نیز نتوانسته است که بازی را ادراه نماید .

تیم اوراز که نیمی از بازیکنان اصلی حریف در در فصل نقل و انتقالات  را جذب کرده است ( ثمری ، دانا ، شهریار و بختیار حیدری ، فتاحی ) و امسال شانس زیادی برای قهرمانی دارد با نتیجه 5-2 برنده شده است . حاشیه های زیاد قبل ، حین و بعد از بازی را باید مسئولین تیمها کنترل میکردند و بازیکنان توجیه میشدند که بازی های دیگر هم وجود دارد و کسب امتیاز در آن بازیها نیز بسیار مهم است . امسال با ورود اسدی به اوراز و راستی به آراس که افراد خوش نامی هستند این انتظار بیشتر بود !! بردن و باختن هر دو ظرفیت میخواهد و مسئولین در این موارد بیشتر از بازیکنان جوان باید این ظرفیت را داشته باشند . در داربی هرنتیجه ای ممکن است ، باختن با اختلاف زیاد بارها دیده شده است در مریوان سابقه داربی حتی نتیجه 6-0 و 7-1 و 5-0 را هم داشته ایم و گاهی تیم ضعیف تر نیز این بردها را کسب کرده است .

بنده خود در در بیش از 40 داربی بازی کرده ام و فقط در دو بازی بازنده بوده ام  و یک بار نیز اخراج شده ام و 5 ساعت بعد با دوستی که از تیم مقابل اخراج شدیم پشیمان و و از هم عذر خواهی کردیم .ولی در مربیگری از 4 داربی سه باخت داشته ام و خدا را گواه میگیرم بعد از بازی به بازیکنان حریف در داخل زمین تبریک گفته ام و جالب اینکه در سال 85 که با بهزیستی قهرمان شدیم هر دو داربی را با اختلاف یک گل باختیم و البته خود را قربانی داربی نکردیم . تیمی  که بازیکنهای درگیرشونده ، با تجربه  و نترس چون  ( مانند ثمری ، پا آهو ، حیدری ، فتاحی ، دانا و ...... ) داشته باشند از شانس بهتری برای برنده شدن برخوردار است . در گذشته شلوغ بازی اطرافیان و ضعف داوری نیز نتیجه داربی را مشخص کرده است .

امروز هر دو تیم مریوان بازیکنان خوبی دارند و شنیده ام که بعضی از بازیکنان عاقل حتی تهدید به کنارگیری از تیم را بخاطر این بی احترامیها کرده اند . توهین و درگیری فیزیکی با بازیکن و مربی حریف و درگیری با داوران و ناظرین بازی یک  ضعف اساسی است که نشان از بی تدبیری آدمها دارد .  در پایان یاد آور میشوم نه اوراز باید در خواب برد داربی فرو رود و نه آراس همه چیز را از دست رفته ببیند چون هنوز به میانه راه نرسیده اند .

 

 : مرتبه
[ شنبه سوم مرداد 1388 ] [ 2:19 ] [ امید شاداب ]
 PNA- یک تیم بسکتبال زنان آمریکا به‌ منظور برگزاری یک دوره‌ی تمرینی-آموزشی و انجام چندین مسابقه‌ی‌ دوستانه‌ به‌ اقلیم کردستان مسافرت می‌کنند.

دبیر اتحادیه‌ی بسکتبال کردستان در مصاحبه‌ خبر نگاران گفت: "قرار است که‌ سوم ماه‌ جاری یک تیم بسکتبال زنان آمریکا به‌ منظور برگزاری یک دوره‌ی تمرینی-آموزشی و انجام چندین مسابقه‌ی‌ دوستانه‌ به‌ اقلیم کردستان مسافرت کند."

 وی افزود: " دوره‌های آموزشی و مسابقات دوستانه‌ در شهر سلیمانیه‌ برگزار خواهند گردید و سه‌ تیم بسکتبال زنان اربیل، دهوک و سلیمانیه‌ مسابقات دوستانه‌ای را با تیم آمریکایی انجام خواهند داد."

 وی در پایان آرزو نمود که‌ بسکتبالیست‌های زن کردستان از این دوره‌های آموزشی و مسابقات دوستانه‌ در جهت ارتقاء سطح ورزشی خویش استفاده‌ نمایند.

 : مرتبه
[ دوشنبه پانزدهم تیر 1388 ] [ 16:23 ] [ امید شاداب ]

محمد مرادویسی بازیکن خوب و با اخلاق فوتبال کامیاران متاسفانه در یک حادثه تلخ جان خود را از دست داد . مرداویسی که با اشتیاق فراوان خود را برای حضوری موفق در مسابقات زیرگروه کشور و لیگ استان آماده میکرد ، درست در همان روزی که باید لیگ استان شروع میشد و ایشان همراه تیمش به مریوان می آمد با لغو هفته اول لیگ (!!!!!!!!) ایشان نیز با دوستانش در رودخانه پالنگان مشغول ماهیگیری و شنا بود که متاسفانه جوانی ، آرزوها ، آینده زندگی و ورزشش  و ........... همه با هم غرق شد . هرچند نام و یادش در ورزش استان و کامیاران همیشه جاودان خواهد ماند .

مراد ویسی در مسابقات نوجوانان ، جوانان ، آموزشگاهی و باشگاهی سالها برای استان و کامیاران افتخار آفرید و در نقش یک مدافع محکم و تنومند بارها نظر ها را بسوی خود جلب کرد . بنده این ضایعه دردناک را به همه اهالی ورزش و فوتبال استان و بخصوص دوستان و مربیان زحمتکش کامیاران تسلیت میگویم و از خداوند کریم برایش طلب مغفرت مینمایم .

روحش شاد و یادش گرامیباد

 : مرتبه
[ جمعه دوازدهم تیر 1388 ] [ 20:48 ] [ امید شاداب ]

لیگ استان با چندین هفته تاخیر پشت سر هم تاخیر شروع شد . در حالیکه هیئت رسمی و قانونی بر مسند کار نیست گویا دوستان قدیمی و گذشته های دورررررررررر  این کار را بر عهده گرفته اند . هیچ تحول و یا پیشرفتی نسبت به سالهای گذشته در برگزاری و اجرا دیده نشده و هنوز بصورت جزیره ای هیئت و فوتبال کردستان اداره میشود . لیگ استان هنوز شروع نشده به خاطر جمع و جور شدن یک تیم بازیها و نظمش زیر سوال میرود . داوریش که چه عرض کنم ، پس از ساعدی که واقعا تعجب میکنم چطور دوام آورد و ادامه داد هنوز چهره ای نداشته ایم . من در پاییز گذشته هشدار دادم که مبادا به ادراه هیئت به شکل دهه 40 و 50 باز گردیم که متاسفانه بازگشتیم و حاصلش بازیهای بدون برنامه و نا منظم و بدون تماشاگر شده است .  

  سنندج که سالهای گذشته بیش از 10 تیم در داخل شهر داشت برای لیگ استان بزور و با گذشت بیش از حد و تاخیر هیئت دارد صاحب یک تیم میشود ، مریوان که تب فوتبالش چند سالیست از دست رفته است ، بانه هم میلی به حضور جدی در خود نمیبیند ، سقز هم که پس از سالها داشت فوتبالش پا میگرفت حکایت جالبی ندارد و با فداکاری شخصی چند نفر کار دنبال میشود . قروه و بیجار هم بیش از یک دهه است که بی تفاوت شده اند ، تنها در این بین کامیاران است که هنوز فوتبال را جدی گرفته است و اگر چنین فوتبال و سیاستهای آن را اجرا نماییم میترسم کامیاران نیز به سرنوشت دیگر شهرها دچار شود .

کجا رفت مسابقات داخلی سنندج با تماشاگرانش ، مسابقات محلاتش هم تماشاگر داشت و شور و هیجان آن ، برای دیدن تمرینات فرمانداری مریوان بیش از 1000 نفر به تماشا می آمدند . بانه تماشاگرانش را در خارج از خانه هم همراه داشت ، از پرسپولیس بیجار و سرانچیک قروه فقط خاطرات آن مانده  ؟ براستی فوتبال کردستان چرا رشدی در خود نمیبیند ؟ چرا صدا وسیما برای فوتبال و مخاطبانش کمتر از یک رشته کوچک رزمی اهمیت قایل نمیشود ؟ این در حالیست که باید لیگ استان را زیر پوشش خبری ، آنتنی زنده ، مصاحبه و تفسیرکارشناسی درست ببرد نه یک برنامه میزگرد و تکرار مکررات بی فایده . البته نقش هیئت که اگر داشتیم و انتخاباتش اینهمه فراموش نشده بود در ایجاد این ارتباط با صدا و سیما بسیار مهم و تعین کننده بود . 

 : مرتبه
[ جمعه دوازدهم تیر 1388 ] [ 20:37 ] [ امید شاداب ]

 

 رييس فراكسيون ورزش درگفت‌وگو با پارلمان نيوز مدعي شد
حواشي مربوط به داستان مچ‌بندهاي سبز كماكان ادامه دارد. حالا كه فيفا فدراسيون فوتبال را از بررسي بيشتر پرونده شش بازيكن تيم‌ملي منع كرده، به نظر مي‌رسد كه در داخل كشور تحركاتي براي ادامه بررسي اين پرونده انجام شده است. در شرايطي كه مسوولان فدراسيون فوتبال فعلا و بنا به دلايلي قصد سكوت در مورد اين ماجرا را دارد، گفته مي‌شود كه سازمان تربيت‌بدني مي‌خواهد با بازيكنان متخلف - از نظر خودش - برخورد كند. منبع اين خبر اميدوار رضايي، رييس فراكسيون ورزش مجلس است. او در مصاحبه با سايت پارلمان نيوز - پايگاه خبري فراكسيون خط امام مجلس - گفته است: «سازمان تربيت‌بدني تلاش داشت از طريق يكي از بندهاي اساسنامه فيفا كه فعاليت سياسي و برخورد نژادي را در ورزش ممنوع مي‌داند، موضوع بستن مچ‌بند سبز برخي از بازيكنان در مسابقه با كره‌جنوبي را محكوم و با آنها برخورد كند، ‌البته با پاسخ فيفا به نظر مي‌رسد كه فعلا قضيه منتفي است و بايد تحمل كنند.» به جز سازمان تربيت‌بدني، كميته تربيت‌بدني مجلس هم پيگير اين موضوع است و حتي قرار است در جلسه امروز نمايندگان مجلس با مسوولان فدراسيون فوتبال در مورد اين موضوع هم بحث شود. جلال يحيي‌زاده، رييس كميته تربيت‌بدني مجلس كه از نامه فدراسيون به فيفا ناراحت است، مي‌گويد: «نامه‌اي كه در جواب فيفا نوشتيم در شان فدراسيون نبود، زيرا از اين نامه چنين برداشت مي‌شد كه فدراسيون از فيفا مي‌خواهد با اين ملي‌پوشان برخورد كند. اين موضوع ساده در حال حاضر به يك معادله چندمجهولي تبديل شده است.» يحيي‌زاده توجيه مسوولان فدراسيون در مورد اينكه بازيكنان تيم به دلايل مذهبي، مچ‌بند سبز بسته بودند را قبول ندارد: «اگر قرار بود اين كار جنبه نذر داشته باشد، بايد در كل بازي اين مچ‌بندها بر دست بازيكنان ديده مي‌شد. همان زمان كه آقايان مي‌خواستند، بگويند اين مساله در ارتباط با نذر ابوالفضل است، ما اين دليل را عليه حرف آنها اقامه كرديم، اضافه بر اينكه خود آقايان نيز عنوان مي‌كردند اين مچ‌بندها به صورت ناگهاني استفاده شده است. به هر حال منتظر هستيم تا پاسخ مسوولان ذيربط را در مورد اين مساله بدانيم.»

 : مرتبه
[ چهارشنبه دهم تیر 1388 ] [ 16:40 ] [ امید شاداب ]

خرداد ماه  88 تنها ماهی است که در طول 5 سال گذشته بنده هیچ مطلبی نداشته ام  و از این بابت از  بازدیدکنندگان وبلاگ عذر میخواهم .
خرداد ماه  88ماه پر کاری برای من بود و  تا حدی مشغله داشتم که وبلاگ را فراموش کرده بودم . به امید خدا تیر ماه 88 شروعی دیگر برای من و وبلاگم خواهد داشت .  همیشه باید روان بود و توقف  نباید کرد همچون رودخانه های زیبای کردستان و همچون ابرهای  سفید آسمان که توقفی در کارشان نیست و اگر موقتا بایستند منشا باران و  رحمت خواهند بود . اتفاقات زیادی در ورزش ایران ، استان و مریوان افتاده است که باید در باره اش قلم بزنیم . امید وارم وبلاگ من نیز روان باشد همچون سیروان بزرگ  !!!!!!!!!!!!!!

 : مرتبه
[ چهارشنبه دهم تیر 1388 ] [ 16:9 ] [ امید شاداب ]

 کارشناسان واگذاری تیم‌های بزرگ پایتخت را در شرایط کنونی غیر ممکن می‌دانند




رئیس جمهور در فاصله کمتر از یک ماه تا برگزاری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در نامه‌ای به محمد علی‌آبادی خواست تا سهام دو تیم محبوب پایتخت به طرفداران واگذار شوند. در بخشی از این پیام آمده است: «اگر چه دولت در سالهای گذشته همواره با حمایت از این دو باشگاه در راستای شادی مردم و هواداران آنها از هیچ تلاش و کوششی فروگذار نکرده اما به منظور ارج نهادن به علاقه و احساسات پرشور و ارزشمند مردم و توسعه و پیشرفت هرچه بیشتر این باشگاهها لازم است طرح واگذاری این دو مجموعه بزرگ ملی به طرفداران تیم‌ها در دستور کار قرار گیرد.» البته رئیس‌جمهور در سطر بعدی این پیام با تأکید بر واگذاری بر واژه‌هایی چون عموم مردم و جوانان اعلام کرده سهام دو باشگاه محبوب پایتخت نه به خریداران دست به نقدی چون حسین هدایتی که باید به همه مردم واگذار شوند؛ «ظاهراً تاکنون افراد و گروههای مختلفی برای دریافت سهام این دو باشگاه اعلام آمادگی نموده‌اند اما با توجه به این که استقلال و پیروزی متعلق به همه مردم ایران هست، شایسته است در راستای گسترش نشاط و شادابی در میان اقشار مختلف جامعه به ویژه جوانان و نوجوانان عزیز و در پاسخ به خیل هواداران و اعمال مدیریت قوی و مناسب، سهام این باشگاهها در اختیار عموم مردم قرار گیرد.» تأکیدی که باعث شد تا رقیبان انتخاباتی رئیس‌جمهور این نامه را نمایشی انتخاباتی برای تهییج طرفداران میلیونی این دو تیم محبوب در سراسر کشور لقب دهند.

علی‌آبادی و تغییر ناگهانی افکار

تیم‌های ورزشی در دسته شرکت‌ها و مؤسسات دولتی قرار می‌گیرند که برنامه چهارم توسعه کشور باید تا پایان سال 1388 واگذار شوند همچنین تیم پرسپولیس بر اساس مصوبه هیأت دولت باید تا پایان سال 1387 به بخش خصوصی واگذار می‌شد اما سازمان ورزش که فشار برای واگذاری این دو تیم به بخش خصوصی را شکلی بازی سیاسی می‌دانست از انجام این کار طفره رفت. رئیس سازمان ورزش 6 ماه قبل در گفت و گو با وطن امروز، روزنامه مهرداد بذرپاش وقتی با سئوالی درباره واگذاری سهام پرسپولیس مواجه شد، پاسخ داد: «در فوتبال ایران خصوصی‌سازی کار راحتی نیست. ما تا وقتی بخش خصوصی قدرتمند نداشته باشیم، نمی‌توانیم این کار را بکنیم. هر باشگاهی سالانه چهار، پنج میلیارد تومان هزینه دارد. در حالی که کسی نمی‌تواند در ایران درآمدی از آن داشته باشد. آنها که خواهان استقلال و پرسپولیس هستند به دنبال مسائل سیاسی هستند. اگر به دنبال مسائل ورزشی هستند بروند سراغ تیمهای دیگر. اصلاً چرا تا وقتی بحث خصوصی‌سازی پیش می‌آید ما به سرعت می‌گوییم پرسپولیس و استقلال؟ ما تا زمانی که احساس نکنیم کسی این 2 تیم را می‌گیرد و این 2 تیم مردمی را منهدم نمی‌کند، این کار را نمی‌کنیم. خصوصی‌سازی یک پروسه است. ما نمی‌توانیم به شما تاریخ بدهیم.» او این جمله را در حالی می‌گفت که واگذاری دو تیم بر اساس مصوبه‌ای دولتی باید انجام می‌شد تا تا با ورود سرمایه‌گذاران خصوصی هم باری از دوش دولت کاسته شود و کشور به سوی اجرای مصوبات ابلاغی اصل 44 قانون اساسی گام بردارد و هم اینکه این دو تیم محبوب مردم از دغدغه‌های مالی همیشگی دولتی رها شوند و گام به سوی درآمدزایی و فوتبال حرفه‌ای بردارند. حالا در کمتر از 6 ماه از آن گفته و درست در آستانه انتخابات ریاست جمهوری، علی‌آبادی که بحث واگذاری این تیم‌ها را سیاسی می‌دانست در پاسخ به نامه ریاست جمهوری می‌گوید: «بی‌شک نوع نگاه و حمایت دکتر احمدی‌ن‍ژاد، ضامن موفقیت طرح واگذاری استقلال و پیروزی به مردم خواهد بود و نتایج مثبت و تأثیرگذاری را برای مجموعه این دو باشگاه به همراه خواهد داشت. در طول 4 سال گذشته تا به امروز دولت خدمتگزار از هیچ کمکی به دو باشگاه استقلال و پیروزی دریغ نکرده است تا با پاسخگویی مثبت به انتظار هواداران، زمینه موفقیت را پیش روی هر دو باشگاه با قدمت ورزش کشور قرار دهد. خوشبختانه امروز و با تصمیم رئیس‌جمهوری شرایط واگذاری دو باشگاه به مردم تسهیل خواهد شد و سازمان تربیت بدنی از همین امروز، اقدامات از قبل انجام داده خویش در این خصوص را با تشکیل کمیته‌ای خاص با جدیت و سرعت بیشتری دنبال خواهد کرد تا با فراهم آمدن شرایط اجرایی واگذاری سهام دو باشگاه، گزارش اقدامات انجام شده به اطلاع رئیس‌جمهوری محترم برسد.» او انگار حالا معتقد است بستر برای واگذاری این تیم‌ها به بخش خصوصی آماده است و بی‌هیچ دغدغه‌ای می‌توان تیم‌ها را به مردم سپرد.

محکوم به واگذاری تا پایان سال 1388

اسماعیل غلامی معاون سازمان خصوصی‌سازی درباره واگذاری باشگاه پرسپولیس می‌گوید: «این پروسه‌ای بود که از دوره آقای مهرعلیزاده مطرح شد. مهرعلیزاده می‌خواست پرسپولیس را به بورس ببرد. حجت‌الله خطیب از سوی او مأ‌مور شد تا تیم را آماده عرضه در بورس کند اما دفاتر مالی تیم به هم ریخته بود و پر از ابهام. این تیم‌ها حتی به عنوان شرکت‌های تجاری به ثبت نرسیده بودند. آنها برای ورود به بورس باید 2 سال تراز مالی مثبت می‌داشتند اما تقریباً پرسپولیس با بدهی هایش شرکتی ورشکسته بود. ما روی تیم با بازیکنانش 20 میلیارد تومان قیمت گذاشتیم اما همان زمان هم تیم 10 میلیارد بدهی داشت و دفاترش نشان می‌داد شاخص مثبت برای ورود به بورس ندارد. به همین دلیل تصمیم گرفته شد تا این تیم از طریق مزایده به فروش برسد. اما این واگذاری در همین مرحله باقی ماند.» این طرح مسکوت ماند چون سازمان ورزش نمی‌خواست حتی به رغم مصوبه هیأت دولت اختیار دو تیم محبوب پایتخت را به دست گروهی محدود بسپارد و بی‌دلیل هم نبود که علی‌آبادی فشار برای خرید این دو تیم را سیاسی می‌خواند و می‌گفت حاضر به واگذاری این تیم‌ها از طریق مزایده نیست.

به یکباره مردم

فقط 27 روز تا انتخابات مانده بود که رئیس‌جمهور در نامه‌ای رئیس سازمان ورزش خواست که دو تیم به مردم واگذار شوند. طرحی که درباره‌اش سعید فائقی می‌گوید: «نمی‌تواند عملی شود. حداقل با شرایطی که اکنون سازمان ورزش دارد و زمان ابلاغ نامه نمی‌توانم بپذیرم گامی واقعی باشد. این اتفاق عملی نمی‌شود.» به عکس او علی میرزایی مدیر پیشین پرسپولیس معتقد است که باید از این طرح دفاع کرد؛ «فرقی ندارد که چه اندیشه‌ای پشت این طرح است. بیایید از آن حمایت کنیم تا یکبار برای همیشه این تیم‌ها واگذار شوند و خلاص شویم حالا هر هدفی هم که گردانندگان طرح دارند، داشته باشند.» هرچند یک عضو اثرگذار هیأت مدیره پرسپولیس هم معتقد است این طرح قرار نیست از حد حرف پیش‌تر برود. جمله‌ای که رقیبان احمدی‌نژاد یعنی هواداران کروبی و میرحسین موسوی یکی دیگر از سیاست‌های تبلیغاتی دولت برای انتخابات می‌دانند که توده مردم را هدف گرفته است. آنها معتقدند تنها راهی که برای واگذاری سهام به شکلی که رئیس‌جمهور اعلام کرده است راهکاری شبیه به سهام عدالت است که نمی‌توان نام آن را خصوصی‌سازی گذاشت.
 : مرتبه
[ یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1388 ] [ 23:43 ] [ امید شاداب ]
تیم فوتبال هه‌ولیر حریف لبنانی خود را مغلوب کرد
 تیم فوتبال هه‌ولیر، در ادامه‌ی مسابقات فوتبال قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا در ورزشگاه‌ زرقا اردن میهمان خود تیم مبره‌ی لبنانی را با سه‌گل شکست داد. دور برگشت جام فوتبال قهرمانیباشگاه‌های آسیا دیروز با بازی تیم‌های فوتبال هه‌ولیر و مبره‌ی لبنانی ادامه‌ یافت.

تیم هه‌ولیر با نتیجه‌ی 3 گل در مقابل دو گل تیم حریف، سه ‌امتیاز بازی را به‌ خود اختصاص داد.گل‌های تیم هه‌ولیر را مسلم مبارک و احمد صالح در دقایق 4 و 30 و علی منصور در دقیقه‌ی 72 به‌ ثمر رساندند.در بازی رفت تیم مبره‌ در زمین خود هه‌ولیر را با یک گل شکست داده‌ بود.هه‌ولیر با این برد در هفته‌ی پنج قهرمانی جام باشگاه‌های آسیا هشت امتیازی شد.
 : مرتبه
[ یکشنبه بیستم اردیبهشت 1388 ] [ 2:29 ] [ امید شاداب ]

میرحسین موسوی پاشنه‌آشیل احمدی‌نژاد را نشانه گرفت و با انتقاد از ورزش دولتی با منتقدان دولت همراه شد.

 میرحسین که بزرگترین چالش پیش رویش ترس از برقراری ارتباط با جوانان است اینگونه خود را همدل با جمعیتی بیش از 50 میلیون نفر در سراسر کشور کرد که سازمان ورزش را نماد ضعف در دولت اصولگرای نهم می‌دانند. این گفته را تحلیلگران سیاسی اولین گام از سوی میرحسین برای همسویی با قشر جوان جامعه تعبیر می‌کنند. به گزارش پایگاه خبری قلم نیوز، نخست‌وزیر دوران دفاع مقدس و نامزد انتخابات ریاست جمهوری نظرش را درباره دخالت‌های دولتی در ورزش این چنین بیان کرد: «وقتی سیاست‌ را بیش از اندازه در امور دخالت دهیم باید شاهد نتایج خلافی باشیم. ورزش، هنر و عرصه‌های فرهنگی از جمله‌ این عرصه‌ها هستند. من شعاری را در جمع اهالی فرهنگ و هنر مطرح کردم و آن شعار "دولت فرهنگی، فرهنگ غیردولتی" بود.»

او با بیان این که وقتی دولت در مسیر حرکت‌های آمرانه قرار بگیرد نتیجه‌ای جز تخریب در پی نخواهد داشت، ادامه داد: «دولت باید در ورزش بسترسازی کند و امکانات ورزش همگانی و ورزش قهرمانی را فراهم نماید ولی اگر بخواهد از این روزمره استفاده کند قطعاً نمی‌توانیم ورزش سرافرازی داشته باشیم. دولت می‌تواند در زمینه ورزش و فرهنگ حمایت کند ولی نباید در این زمینه‌ها دخالت و یا برخورد آمرانه کند چرا که در این صورت نتیجه‌ای مشابه نتایجی که در دو، سه مسابقه اخیر در کشور ما به دست آمد، به دست خواهیم آورد.»

میرحسین که همراه با تیم‌های سیاسی و اقتصادی‌اش با استفاده از محسن مهرعلیزاده، حسین راغفر و کمک گرفتن از چهره‌ای چون محسن صفایی‌فراهانی سعی دارد جایگاهی ویژه را در گفتمانش برای انتخابات به این پدیده عامه‌پسند اختصاص دهد با حمله به دخالت‌های بی‌رویه احمدی‌نژاد و مردان شاخص دولتش چون علی سعیدلو، مهرداد بذرپاش، مهدی هاشمی، محمد علی‌آبادی و مسعود زریبافان در حوزه‌هایی که هیچ ارتباطی با حوزه‌های کاری شان ندارد، تمام بار ناکامی‌های اخیر ورزش ایران را همان طور که عامه مردم به آن اعتقاد دارند بر گردن دولت انداخت. این درحالی است که احمدی‌نژاد هم که روزهایی سخت را در حوزه ورزش سپری می‌کند سرانجام با تغییرات در مشی برخورد با پدیده ورزش تصمیم گرفت تا از علی آبادی بخواهد کمتر رسانه‌‌ای شود و رودرروی افکارعمومی قرار گیرد. انتخاب قطبی هم گامی برای حرکت به سوی مردم بود. او البته برای دوره بعدی چنانچه به ریاست جمهوری برسد قصد دارد تا محمد علی آبادی را از سازمان ورزش به یکی از بخش‌های عمرانی دولت ببرد. حبیب کاشانی مدیر موفق فصل قبل پرسپولیس جدی‌ترین گزینه برای ریاست سازمان ورزش در دولت آینده احمدی‌نژاد البته به شرط پیروزی او در انتخابات است. کاشانی خود به طور ضمنی با تأیید این خبر از شانس بالایش برای حضور در ساختمان سئول سخن گفته است. این درحالی است که به عکس میر‌حسین و احمدی‌نژاد، کروبی که تمام وقتش را صرف شعارهای اقتصادی و سیاسی‌اش کرده است، کوچکترین اظهار‌نظری درباره ورزش نمی‌کند. حسین فرزند مهدی کروبی که دوره‌ای مدیریت تیم بنیاد شهید را بر‌عهده داشته و خسروی رئیس شاخه ورزش حزب اعتماد ملی شاید شاخص‌ترین مهره‌های ورزشی تیم کروبی هستند که چهره‌هایی شناخته شده نیستند و این کاندیدا نشان داده به جای توجه به ورزش، بازی انتخابات را در میدان جنجال‌های سیاسی حامیان تندروی خود از گروه‌های رادیکال اصلاح‌طلب پی بگیرد و به شعار پرداخت‌های نقدی‌اش برای عامه مردم گام به میدان رقابت بگذارد.

 : مرتبه
[ جمعه یازدهم اردیبهشت 1388 ] [ 14:10 ] [ امید شاداب ]

با استعفای پوررضایی شهردار سنندج از سمت خود (سرپرست هیئت فوتبال) معمای فوتبال کردستان به نظر حل نشدنی تر شده است و معلوم نیست که کی این رشته پرطرفدار ارامش و مدیریت صحیحی را بدست خواهد آورد. چمن گلی مدیر کل قبلی تربیت بدنی با حمایت و اصرار پوررضایی را برای هدایت فوتبال کردستان آورد ، میشد حدث زد که پوررضایی زیاد به این کار راغب نبود و بخاطر رفاقتهای سیاسی تن به این کار داد . هرچند پوررضای اگر میتوانست و میخواست گزینه مناسبی بود ولی با انتخاب کمیته ها ، تنها گذاشتن تیم زاگروس و عدم حضور فیزیکی در هیئت صدای دوستانش را هم در آورد . به هر حال با استعفای ایشان و استقبال مدیر کل جدید (شفیعی) از این استعفا جامعه فوتبالی استان همچنان در دوره گذر و حرکت با چراغ خاموش قرار دارد و معلوم نیست که چه فکری در این باره خواهد شد . آیا فراخوان دوباره خواهد شد ؟ که قانونا امکان ندارد البته اگر قانون نویسان و اجرا کنندگان به قانون اعتقاد داشته باشند . آیا پیشکسوتان دلسوز قصد دخالت مثبت دارند؟ آیا پیشکسوتان کم ظرفیت دست از رایزنی های منفی برخواهند داشت؟ آیا مسئولین بلند پایه کردستان مانند استانهای همجوار به نقش مثبت فوتبال برای اصلاح نسل جوان و ایجاد جامعه ای سالم معتقدند ؟ و چندین سوال بی جواب دیگرررررررررر

محمود شاکری که قبلا در تربیت بدنی ، داوری و هیئت مسئولیتهای زیادی داشته هنوز در عرصه مانده و به حمایتهای ادره کل ، داوری و آموزش و پرورش و شهرستانها امید وار است .   افشین جانعلی پور به رسانه ها ، صدا و سیما و پیشکسوتان جوان دلخوش است . کرباسچی که فکر میکنم از کاندیدا شدن هم منصرف شده است . چمن گلی که دیگر منتفی شده است . احمدی که مدتی قرار بود حمایت شود فراموش شده است و ...............

اما اگر فراخوان جدید داده شود داستان فرق میکند و اینبار صحبت از کسانیست که توانایی آوردن پول داشته باشند . امرایی مدیر عامل تراکتور سازی یک شایعه جدیست که قرار است با حمایت شفیعی سکان را در دست بگیرد و مانند بسکتبال موفق عمل کند . شعبانی نیز تازگی مطرح شده ولی معلوم نیست کسانی را که قرار است در فراخوان جدید بیاورند خود نیز مایلند وارد عرصه شوند یا باز داستان پوررضایی تکرار خواهد شد . عده ای چسپیده به فوتبال از همکنون با همه دست یا علی داده اند بدون اطلاع از برنامه و تفکرشان و این خیلی زشت است . عده ای نیز در هر شرایطی مورد اعتماد عموم هستند و در صورت دعوت بکار باید دلسوزانه آماده خدمت باشند .

اینکه چرا پس از 8 ماه هنوز فوتبال بدون هیئت ادره میشود را باید شفیعی و دوستانش جوابگو باشند . نباید فراموش کرد که تیم زاگروس علاوه بر امور فنی و مدیریت غلط  از ناحیه هیئت نیز بسیار لطمه دید و در این راستا جالب مدیر بادرایتش است که به ترفند های انتخاباتی دولت دلخوش کرده  و میخواهد وزارت صنایع و معادن را به شاهکار خود ( نتایج و آبرو ریزی مدارک تیم زاگروس ) وصل نماید غافل از اینکه نه تیمی مانده و نه مدیر عاملی 

بزودی مسابقات لیگ استان که اگر بشود نامش را لیگ گذاشت باید شروع شود لیگی که هر سال دو یا سه تیم بیش از نیم فصل دوام نمی آورند نه تیمی سقوط میکند و نه قهرمانی مشخص میشود . براستی ما چه جوابی برای جوانان و نوجوانانمان داریم که باید عرصه را برایشان آماده نماییم غیر از شرمساری در مقابل چشمها و دلهای پاکشان ، نه هیئتی داریم نه تیمی نه مدیری نه سرپرستی نه برنامه ای نه ..................................   آگاه باشیم چنانچه هر قضاوتی که آنها در مورد ما کردند حقشان است و اگر توان اداره کاری را نداریم  در خراب کردن کارها شریک نشویم .

 : مرتبه
[ جمعه بیست و یکم فروردین 1388 ] [ 16:10 ] [ امید شاداب ]

اولین شکست تاریخ فوتبال کشورمان در مقابل عربستان در ایران باعث شد که تمامی انگشتهای اتهام به سوی دائی نشانه رود. باید گفت علی دائی در مسند سرمربی تیم ملی ایران البته اشتباهات فراوانی داشت. کم تجربگی در امر مربیگری ، عدم استفاده از تمامی سرمایه های ملی فوتبال کشور ، لجوج بودن و گستاخی به تمامی اهالی رسانه و عموم مردم و.... می تواند دلایلی برای اخراج او از تیم ملی باشد اما باید قدری با دید باز تری به قضیه فوتبال کشورمان بنگریم و با قاطعیت اعلام کنید تنها علی دائی نباید در این بازی قربانی شود و عاملین مشکلات بی شمار فوتبال کشورمان که به طور حتم مدیران ورزش و فوتبال ایران هستند نباید براحتی در پشت اخراج علی دائی مخفی شده و کماکان در پستهای خود مشغول به کار باشند نگاهی به وقایع بعد از جام جهانی 2006 تا آخرین بازی تیم ملی در 2009 بیندازید تا متوجه شوید که علی دائی تنها یک کلید از این دسته کلید فوتبال ایران بوده است و شاه کلید ها همچنان بر مسند قدرت خود مشغول به ادامه روند ناکارآمدی خود هستند.

هنگامی که سازمان تربیت بدنی در یک اقدام نسنجیده بعد از بازیهای جام جهانی 2006 محمد دادکان را بعلت عدم حرف شنوی از شخص رئیس سازمان تربیت بدنی از کار برکنار کرد و باعث تعلیق فوتبال ایران شد باز علی دائی مقصر بود؟

هنگامی که تیم ملی امید ما را به بازیهای آسیائی 2006 دوحه نبردند و خواستند با کسب یک مدال طلا تمامی اشتباهات عدم مدیرت سازمان تربیت بدنی در برکناری نابخردانه دادکان را پوشش دهند که صد البته موفق نشدند آیا مقصری بجز مدیرتی سازمان تربیت بدنی مقصر می توانستیم پیدا کنیم و یا این که آنجا هم دائی مقصر بود؟

هنگامی که با این رفتار غیر حرفه ای باعث جدائی سیموئز سر مربی برزیلی تیم ملی امید از تیم ما شدند و تیم ملی ما را به یک باره به بگوویچ سپردند و بی هیچ بازی تدارکاتی باعث قربانی شدن و نابودی تیم ما در راه مسابقات المپیک 2008 پکن شدند باز هم دائی مقصر بود؟

هنگامی که با بر گماردن مجدد مهره همیشه ناموفقی چون داریوش مصطفوی بعنوان سر پرست موقت فدراسیون فوتبال باعث شدند که بساط مضحکه ای به نام خرد جمعی تشکیل وباعث حضور قلعه نوئی در پست سرمربیگری تیم ملی فوتبال ایران و حذف تیم ملی ایران در جام ملتهای آسیا 2007 شدند باز علی دائی مقصر بود؟

هنگامی که بساط انتخابات فرمایشی در فدراسیون فوتبال را به راه انداختند و باعث حضور مهره ای حرف گوش کن و نا کار آمدی چون علی کفاشیان بعنوان رئیس فدراسیون فوتبال شدند باز علی دائی مقصر بود؟

روزهائی که فوتبال ما را معطل مهره هائی به نامهای آرتور جرج و کلمنته کردند و سر انجام برای فرار از بازی فرسایشی انتخاب سرمربی تیم ملی برای پنهان شدن پشت یک نام بزرگ در روز مبادا, علی دائی را بعنوان سر مربی تیم ملی ایران انتخاب کردند باز علی دائی مقصر بود؟

آیا نتایج ضعیف در المپیک و شکست مفتضحانه کشتی در جام جهانی در تهران و حذف تیم جوانان و امید در رقابتهای بین المللی هم به دائی ربط دارد ؟بیائیم باور کنیم که دائی مقصر است او نباید به امثالی چون تاج و کفاشیان و علی آبادی اعتماد می کرد, اما با اخراج دائی باید باز هم به خواب خرگوشی رویم که این آقایان باز هم مجال شیرین کاریهای بیشتری داشته باشند؟

بی نوا دائی و شاید بهتر باشد بگوئیم بی نوا فوتبال ایران

 : مرتبه
[ جمعه چهاردهم فروردین 1388 ] [ 0:57 ] [ امید شاداب ]

با سلام

ضمن تبریک سال نو به تمامی بینندگان عزیز وبلاگ و ورزشکاران عزیز باید به عرض برسانم که بنده نزدیک به یک ماه است که مطلب جدید نداشتم و از این بابت شرمنده بازدیدکنندگان عزیز هستم . در این مدت بنده در دو رقابت ورزشی شرکت داشتم یکی شرکت در مسابقات علمی تخصصی دبیران ورزش استان که هنوز جواب رقابت مشخص نشده است و دیگری مسابقات فوتسال قهرمانی استان در رده راهنمایی که خوشبختانه تیم ما مریوان توانست قهرمانی این مسابقات را به خود اختصاص دهد و به عنوان نماینده استان در مسابقات قهرمانی کشور حضور خواهد داشت . همچنین عیادت از آرش زارعی عزیز داور مظلوم و بی گناهی که در حین انجام وظیفه مورد حمله ناجوانمردانه یک راننده  (با چاقو ) قرار گرفته بود و نزدیک به ۱۰ روز در تهران در حالت کما بسر برده بود . خوشبختانه خطر رفع شده و توانستم با ایشان صحبت نمایم . آنچه باعث شد تا به امروز این مطالب را منعکس نکنم آسیب شدید دستم و بریده شدن عمقی آن با شیشه در مدرسه بود . درحالیکه پیراهن آرم دار تیم منتخب مدرسه را جهت دید دانش آموزان در تابلو اعلانات نصب میکردم شیشه تابلو اعلانات شکست و دستم به شدت مجروح شد و همین مسئله باعث شد تا بعد از 5 سال وبلاگ من از به روز بودن فاصله بگیرد . خوشبختانه یک هفته است که وضعیت دستم روبه بهبودی است و دوباره قادر به ( حداقل ) تایب کردن شده ام  و چون هفته گذشته نیز در مسافرت به کردستان عراق بودم تاخیر من تا به امروز طول کشید . همچنین در سفر به سنندج با بیش از 15 نفر از پیشکسوتان و دوستان دلسوز فوتبال دیدار داشتم تا مطلبی را با مطالعه و تحقیق و بدور از پیش داوری و حدث و گمان  در مورد انتخاب هیئت بنگارم و متاسفانه همین مورد آسیب دیدگی مانع از اجرای هدفم شد . در طول این مدت دوستان زیادی که از اصل ماجرا با خبر نبودند خواستار موضع گیری بنده در رابطه با این مسئله بودند و عده ای نیز بنده را نکوهش کردند شاید ترسیده یا ملاحضه کار شده ام و یا اصلا قصد تعطیلی وبلاگ را دارم . باید به عرض برسانم که در آینده ای نزدیک اگر عمری باقی بود جبران مافات کرده و مطالب جدیدی را در رابطه با ورزش استان و مریوان منعکس خواهم کرد .

 : مرتبه
[ جمعه هفتم فروردین 1388 ] [ 23:46 ] [ امید شاداب ]

صحنه‌‌هایی که دوشنبه‌شب از برنامه 90 نشان داده شد بسیار عجیب و باورنکردنی بود.

صحنه پریدن عابدینی به وسط زمین، حمله حنطه به داوران و حواشی بازی استقلال و پیکان که با مضروب شدن خبرنگار شبکه خبر همراه شد. عادل فردوسی‌پور در برنامه 90 به اوج پختگی رسیده است و ترسی از بیان واقعیت‌ها و انعکاس حواشی جنجالی ندارد و در این راه به هیچکس رحم هم نمی‌کند.

در آخرین برنامه 90 وقتی حاشیه‌های بازی قزوین برای مردمی که تا ساعت 2 بعد از نصف‌شب بیدا ماندند، نشان داده شد به موضوعی جالب می‌شد فکر کرد که چگونه «لمپنسیم» تا این حد قدرت یافته است که جرات چنین فعالیت‌هایی را به‌خود می‌دهد؟

رییس هیات فوتبال قزوین درباره ضرب وشتم جواد واحدی و فیلمبردار شبکه خبر می‌گوید:«همان کس که خبرنگاران را زد، راحت و آسوده همراه تیم استقلال از ورزشگاه خارج شد» و عجیب اینجاست که واعظ آشتیانی چند دقیقه قبلش هرگونه انتصاب این لیدر را به باشگاه استقلال تکذیب می‌کند.

اما بدتر از همه، پخش تصاویری بود که هر چند ثانیه صدایش به‌دلیل ناسزاهای طرفین قطع می‌شد و مطمئنا آنقدر غلظت داشت که فردوسی‌پور به این نتیجه رسید تا آنها را سانسور کند. البته وقتی واحدی می‌گفت:«واقعا متاسفم که با آقای قلعه‌نویی در این رابطه حرف زدم چون ایشان فقط آنجا ایستاده بود و نگاه می‌کرد» واقعا باورش برایمان سخت بود اما در صحنه‌های تلویزیونی کاملا مشخص بود سرمربی استقلال همانند همیشه دست در جیب گذاشته بود و تنها ناظر این اتفاقاتی بود که ضارب از دوستان نزدیکش بشمار می‌رفت و همیشه دور «امیرخان» را می‌گرفته است. فوتبال ایران اسیر لمپنیسمی است که در ذات خود گرفتارش شده است، افرادی که به عنوان‌های مختلف دور فوتبال جمع شده‌اند و هر کاری که دوست داشته باشند را انجام می‌دهند و گویی نهادی هم جلودار آنها نیست.

 : مرتبه
[ چهارشنبه چهاردهم اسفند 1387 ] [ 1:4 ] [ امید شاداب ]

مدتیست که شایع شده برادران روزجنگ (مولتی میلیاردرهای مریوانی) به دنبال خرید یک تیم لیگ برتری هستند و با چند باشگاه از هم اکنون وارد گفتگو شده اند و منتظر پایان لیگ هستند . معلوم نیست که آیا این خبر یک بلوف است یا یک تصمیم جدی ؟  اگر هم بلوف باشد باز نوشتن چند مطلب بی ربط نیست چرا که احساسات مردم را تحریک کردن میتواند آثار زیانباری داشته باشد و چنانچه واقعیت داشته باشد به قول چند نفر از دوستان که قسم خورده اند حتی کار به مراحل پایانیش نزدیک است باز داستان به همین راحتی ها نیست . اینکه برادران روزجنگ توانایی اداره چند تیم لیگ برتر را هم دارند شکی در آن نیست ولی کسی نیست نداند که رها کردن تیم فرمانداری در لیگ دسته دو ایران به بهانه اینکه تیم مال خودشان نیست و چند سال بعد رها کردن تیم خورشید زریبار که با نام شرکت خودشان بود را فراموش کرده باشد . روزجنگها متهم به نابودی فوتبال امروز مریوان هستند که انگیزه بازی کردن و تیمداری را در مریوان کشتند و تماشاگرانی که عادت داشتند در یک یا دو ماه از سال یک تیم قدرتمند ایران را در مریوان ببینند دیگر راضی به تماشای تیمهای استان نیستند و این عین ضربه ایست که فوتبال مریوان از دست آنها خورده است.  

شهر مریوان در واقع مانند انزلی سرشار از استعدادهای ناب فوتبال است و تنها شهری از استان بوده که در مسابقات کشوری آبروداری کرده است آنهم با دست خالی ، اکنون این سئوال پیش می آید که هدف از این شایعه در صورت(درست یا غلط) بودن آن چیست ؟

برادران روزجنگ که بخاطر مرزی بودن مریوان و تجارت از این راه پله های طرقی کسب ثروت را طی کرده اند هنوز یک در صد از دین خود را نسبت به مریوان و ورزش آن ادا نکرده اند . نباید از حق گذشت که در موفقیتهای (فرمانداری و خورشید ) نقشی ویژه داشتند ولی باز هم تاکید مینمایم نسبت به فوتبال مریوان همان یک درصد را نیز سپری نکرده اند و آنها نباید خود را با مردم عادی و ثروتمندان کوچک شهر مقایسه کنند بلکه با ید مقایسه ای با امثال خود داشته باشند همچنان که برادران شفیع زاده بیش از 6 سال است که دین خود را به خوزستان و اهواز ادا کرده اند . حمایت از فوتبال در مریوان برای آنها مقبولیت و شهرت (ورزشی) آورد . آنها افراد با سابقه ای در امور عام المنفعه و حمایت از ورزش بوده اند و مردم مریوان دید مثبتی نسبت به ایشان داشته اند ولی رها کردن تیمهای پر افتخار ، سرمایه گزاری در مکانهای دور از استان و جدل با شهردار کارا و محبوب مردم در مورد مجتمع بزرگ تجاریشان ( بی توجهی به  پرداخت هزینه احداث) آن از دید قبلی مردم نسبت به آنها کاسته است . چنانچه بتوانند به قولشان عمل کنند و برای شهر مریوان امتیاز لیگ برتر را بخرند نه تنها به ترمیم نگاه بدبینانه  مردم پایان میدهند که شهرت جهانی و رضایت عموم ملت کرد را نیز به دست خواهند آورد .

لیگ برتر تماشاگر ، استعداد ناب فوتبالی در شهر ، هزینه مالی (سالانه بطور متوسط 3 تا 6 میلیارد ) ، فرهنگ عمومی و آمادگی روانی جامعه را نیاز دارد که مریوان دارای 80% این شرایط است .

شهر مریوان به جهت شرایط جغرافیایی و قدرت بدنی مناسب جوانانش برای تمامی تیمهای لیگ برتر ایجاد مشکل مینماید . در سالهای قبل تیم ملی (سال 60) پرسپولیس (سال 79) استقلال سال (83) پیکان (سال 81) مس کرمان سال (80) و ده ها تیم لیگ 1 و 2 در مریوان دچار مشکل شده اند و باخت به استقلال و تیم ملی با اختلاف 2 گل و پیکان 1 گل و تساوی با پرسپولیس و برد مس کرمان در مریوان نشان از قدرت فوتبال مریوان  و شرایط ویژه آن میدهد.

بنده بسیار امید وارم که این شایعه درست از آب درآید تا ثروت آنها در خدمت مردم و جوانان، ایجاد روحیه و غرور یک شهر و استان و سلامتی روانی عموم  بشود و نام نیک از آنها در پایان عمر کوتاه باقی بماند .

همچنانکه مرحوم ادب با برداشتن قدم اول نامش بر سینه و فکر هر کرد حک شده قدم بعدی و بزرگتر توسط این دوستان برداشته شود .

 : مرتبه
[ دوشنبه پنجم اسفند 1387 ] [ 0:22 ] [ امید شاداب ]

 پس از آنکه سالها کشتی مریوان در رکود و باری به هر جهت بسر میبرد و تمام افتخارات ورزش مریوان در فوتبال ، دو ، رشته های رزمی و یکی دو ورزش دیگر خلاصه میشد و عدم درخشش کشتی گیران در این بین احساس میشد . ولی گویا قرار است کشتی مریوان جایگاه واقعی خود را به دست بیاورد .

اختلاف و درگیری در کشتی به حدی رسیده بود که یکی دو تیم تحمل یکدیگر را نیز نداشتند و کار بجای رسید که حتی سال گذشته سالن کشتی به دستور مسئولین بسته شد . ولی از زمانی که آقای امید کریمیان بخشدار (خاو و میرآباد ) به عنوان رییس هیئت انتخاب شد با سیاستهای مدبرانه خود نه تنها سالن برروی کشتی گیران و تیمها باز شد بلکه امروز بجای یک تیم 5 تیم فعال در مریوان تشکیل شده است و رابطه ای دوستانه و رقابتی بین همه تیمها ایجاد شده که خود نوید آینده ای درخشان در این رشته میدهد .  

هیئت کشتی مریوان از یک کشتی گیر قدیمی و خوش نام (سعدی مرادی ) نیز سود میبرد . کارشناسی آموزش و پرورش نیز میتواند به عنوان بازوی فعال این رشته عمل نماید و در گذشته نیز نقشی مفید ایفا  کرده است .

در هفته آخر بهمن ماه هیئت کشتی با دعوت از چندین باشگاه مطرح و استان از جمله 5 تیم مریوان و چندین تیم از شهر های سنندج و دیواندره مسابقه ای چند جانبه برگزار کرد که برگزاری مسابقه در سطحی مطلوب و کم نقص برگزار گردید و بنده از دیدن صحنه های مهیج  مسابقه و اشک ولبخند وزشکاران بسیار لذت بردم و تماشاگران نیز با تشویقهای خود به این جوانان روحیه میدادند. حضور (عبدالله عزیزی قهرمان اسبق جهان ، امیر مینویی داور بین المللی ، و چهره های مطرح ورزش استان و مریوان ، مسئولین و تماشاگران انبوه و مشتاق در این مسابقات  بر حساسیت این کار افزوده بود .

در پایان در رده ی سنی نونهالان تیم استقلال سنندج ٬ در نوجوانان تیم مریوان و در بزرگسالان نیز تیم مریوان مقام اول را کسب کردند .

 

 : مرتبه
[ شنبه سوم اسفند 1387 ] [ 18:16 ] [ امید شاداب ]

بر سردر سينما پارچه اي جديد مي زنند كه نشان دهند فيلم جديدي اكران شده است. كلي نام جديد با عكس هاي جديدتر در كنار آن نصب مي كنند و بر روي آن ها مي نويسند جذاب ترين فيلم سال...به اميد ديدن يك داستان جذاب و جديد و رقم زدن يك خاطره نو حاصل از ديدن فيلم، بليط مي خريد و تمام سختي هايي كه سالن سينماهاي ماقبل تاريخ ما از خرابي صندلي، صدا، نور و احتمالا پارگي فيلم...! به شما هديه مي كند تحمل مي كنيد تا در آخر بتوانيد يك فيلم "جديد" ببينيد.


در آغاز فيلم همه چيز طبيعي است. بازيگران و شروع فيلم همان است كه بر روي سر در سينما ديديد اما خيلي معطل نمي مانيد تا چهره شما جذاب ترين فيلم روي زمين شود. چراكه خيلي زود مي فهميد فيلم جديد با بازيگران جديد دقيقا از روي همان سناريوي فيلم اكران شده قبلي ساخته شده است كه شما همين مصائب را براي ديدنش تحمل كرده بوديد! احتمالا همان اولين باري كه اين اتفاق براي شما رخ مي دهد آنقدر عصباني مي شويد كه ديگر به خاطر اين فريب قول مي دهيد پايتان را در آن سينماي كوفتي نگذاريد. اما اگر بدانيد اتفاقي از اين دست نزديك به پنج بار متوالي برايتان رخ داده است چقدر احساس مغبون شدن مي كنيد؟...همه كساني كه براي دربي اين هفته تهران سر و دست شكستند و وعده ديدن آن را با شور و حرارت خاصي به يكديگر مي دادند دقيقا جزو همان كساني قرار مي گيرند كه پنج بار متوالي براي ديدن يك فيلم با سناريوي تكراري اما با پنج اكران متوالي مغبون شده اند. سناريويي كه ديگر كاملا در حافظه همه مانده است و بعيد نيست كه در آينده همه بخواهند با كپي برداري از آن هنر نويسندگي خود را نشان دهند. يك فيلم نود دقيقه اي كه 45 دقيقه اول آن آنقدر بي روح و كسل كننده است كه خميازه را چاشني خود مي كند. نقطه اوج فيلم از دقيقه 65 به بعد شروع مي شود و سرانجام در آخرين لحظات به نهايت خود مي رسد و دو قهرمان اصلي فيلم همانند فيلم هاي فارسي اجازه نمي دهند تماشاگران با سرافكندگي سالن سينما را ترك كنند و در نهايت با در آغوش كشيدن هم به نوعي پايان خوشي را براي فيلم رقم مي زنند... شايد براي دوره هايي از زمان ديدن اين دسته از فيلم ها لازم باشد اما اگر قرار باشد هميشه از اين دست فيلم به خوردت دهند بايد از اكران بعدي براي پس دادن نتيجه فيلم آن هم در كوتاه ترين زمان ممكن يك كيسه نايلوني به همراه داشته باشي! حالتي كه تقريبا همه تماشاگران دربي بعد از اتمام بازي به آن رسيده بودند.

امكان نداشت يك هوادار استقلال را پيدا كني كه بعد از گل مجتبي جباري اطمينان كامل براي پيروزي تيمش داشته باشد. هميشه پرسپوليسي ها عادت داشتند بعد از دريافت اولين گل از سوي رقيب سنتي آماج حمله هاي اس ام اسي طرفداران رقيب قرار بگيرند اما بعد از گل جباري هيچ اسم ام اسي به دست آن ها نمي رسد چراكه همان قدر كه آن ها مطمئن هستند از دقيقه 85 به بعد اتفاقي رخ مي دهد استقلالي ها نيز به آن اطمينان دارند. اصلا اگر دست عليزاده در آن لحظه بلند نمي شد شايد يك پاي ديگر از غيب مي آمد و گل مساوي را مي زد چون سناريوي بازي اينگونه نوشته شده است! سناريوي كه در ضمير نا خود آگاه تماشاگر، بازيكن و مربي هر دو تيم جاي گرفته است و تلاش همه بر اين قرار گرفته است كه كوچكترين تخطي از آن نداشته باشد تا احتمالا نويسنده آن با اين پافشاري در نهايت جزو كانديدهاي اسكار بخش سناريو نويسي هم قرار بگيرد. و چه زيبا نقش آفريني مي كنند 22 بازيگري كه باز هم مي گوييم اين سناريو را ملكه ذهن خود مي كنند تا احتمالا اسكار مشتركي هم براي آن ها در نظر گرفته شود...! اگر سوالتان اين است كه كي مي توانيد به سينما برويد و فيلم تكراري نبينيد شايد زماني كه كارگرداني جديد در پس پرده اين سينما قرار بگيرد!

بلافاصله بعد از سوت پایان بازی و اعلام تساوی یک، یک بین دو تیم پرطرفدار پایتخت از رادیو ورزش برای لحظاتی شعارهای یکصدای تماشاگران که می‌گفتند «فوتبال با سیاست نمی خوایم نمی خوایم» شنیده شد.

 : مرتبه
[ شنبه بیست و ششم بهمن 1387 ] [ 0:42 ] [ امید شاداب ]

حدود سه سال پیش ودر حالی که تازه طرح اجرای کمربند ایمنی در شهرها به اجرا گذاشته شده بود ، بنده پس از خارج شدن از پارکینگ و در حالی که هنوز ۱۰ متر با ماشین حرکت کرده بودم با ایست یک پلیس جوان متوقف شدم . ایشان به من گفتند چرا کمربند را نبسته ای ؟ و من نیز توضیح دادم تازه ۱۰ متر حرکت کرده و فرصت نکردم که شما سر رسیدی و از بابت جریمه هم اعتراضی ندارم .  گواهینامه ام را گرفتند تا برگه جریمه را بنویسد و البته گفتند چون برخورد مناسبی با اجرای قانون داشته ام کمترین میزان جریمه را در نظر خواهند گرفت . پس از نوشتن برگ جریمه (۱۰۰۰تومان) با مشاهده نامم بر روی گواهینامه با نگاهی متعجب پرسید به راستی گواهینامه مال خودم است (امید شاداب) پس از تایید بنده ایشان چند بار معذرت خواهی نمود و با من روبوسی کرد . گفتند برگ جریمه را هم نمیدهم و خودم پرداخت مینمایم چون من شما را باید میشناختم که هم یکی دو بازی داور بازی شما بوده ام و وقتی شما در در تیمهای سنندج بازی میکردید من در نوجوانان همان تیم بودم و طرفدار بازی شما بودم و عکسهای را که با شما در آنروز گرفته ام هنوز دارم . من هم اسمش را پرسیدم (آرش زارعی)

از آن روز به بعد ما دو دوست صمیمی شدیم و چون ایشان در مریوان احساس غربت میکرد سعی کردم به هر نحوی شده ایشان را از آن احساس در بیاورم . دعوت از ایشان دعوت نمودم تا به منزل و تمرین در تیمی که آن روز مربیش بودم (فرمانداری) بیاید . ایشان را به تمامی فوتبالیستهای شهر و اقوام خود معرفی کردم و ................ هرچند هربار به دلایلی از آمدن به منزلم خوداری کرد ولی در این اواخر که متاهل شد قول داد حتما میآید .

آرش پس از سه سال در مریوان آنقدر دوست داشتنی و محبوب شد که اصلا مریوانی به حساب می آمد همه ورزشکاران و مخصوصا فوتبالیستهای شهر از جوان گرفته تا پیشکسوتان با ایشان رفیق شده بودند . 

در چند روز گذشته و در حالی که مشغول انجام وظیفه خود بود متاسفانه جوان قانون شکنی با ایشان برخورد فیزیکی بدور از شان یک انسان داشته و آرش دوست داشتنی ورزش مریوان را به شدت مصدوم مینماید . بنده یک روز بعد ماجرا را فهمیدم و شدیدا اندوهناک شدم وهنوز هم بهت زده هستم . در تماس با خانواده اش و دوست داورش (عدنان امانی)تا حدودی از وضعیتش با خبر شده ام و گویا خطر همچنان ایشان را تهدید میکند . از تمامی ورزشکاران و بینندگان وبلاگ خواستارم که برای بهبودی آرش عزیز دعا کنند تا خداوند بزرگ این پلیس جوان ، ورزشکار محجوب و تازه داماد ما را شفای عاجل عطا نماید و با سلامتی کامل به میان خانواده خود و ورزشکاران مریوان برگردد .  

 

 : مرتبه
[ شنبه دوازدهم بهمن 1387 ] [ 23:59 ] [ امید شاداب ]

زاگرس کردستان نتیجه را به هپکو اراک واگذار کرد
تیم زاگرس کردستان بازی خانگی با هپکوی اراک را با نتیجه 2بریک به میهمان خود واگذار کرد.
صالحی مربی تیم زاگرس بعد از بازی دلیل باخت را به بی توجهی مسئولان درمورد تامین زمین تمرین تیم نسبت داد وگفت این تیم تنها نیم ساعت قبل از مسابقه تمرین کرده ودرروزهای گذشته محلی برای تمرین دراختیار نداشته است.
او از بازی بازیکنان تیمش تمجید کرد و گفت علی رغم باخت، تیم ما خوب بازی کرد.
زاگرس کردستان چهارشنبه این هفته با داماش تهران درسنندج بازی دارد. زاگرس اکنون تیم ته جدولی گروه خود است .این تیم از10 بازی تنها یک برد و دو مساوی دارد.

به نظر نگارنده دلایل سرمربی تیم قانع کننده نیست و نوعی فرافکنی است . ایشان که بعد از ۱۰ بازی هنوز نتوانسته تیم را متحول کند نباید ضعف خود را با تهمت زدن به پیشکسوتان نادیده بگیرد . صالحی هرچند بازیکن خوبی هم بوده باشد ولی در امر مربیگری حتی تجربه مربیان متوسط استان را هم نداشت و انتخاب ایشان اشتباه بزرگی از سوی مدیریت تیم بوده است. آقای صالحی میگوند که ( برخي از اين اعضا مدیریت و همچنين تعدادي از فوتباليست هاي قديمي استان كردستان مخالف حضور من در اين تيم هستند و مي خواهند من از تيم بروم.اگر مشكل تيم زاگرس بنده هستم حاضرم از اين تيم بروم.
وي عرق خود به استان كردستان و مردم آن و علاقه خود به رشد و پيشرفت فوتبال كردستان را از مهمترين دلايل قبول پست سرمربي تيم زاگرس اعلام كرد و گفت: بنده به رغم تمام مشكلات شخصی و سكونت در تهران ، تنها براي حمايت و پيشرفت فوتبال كردستان تيم زاگرس را انتخاب كرده ام.

وي همچنين خطاب به مخالفانش گفت: بسياري از آقايان در طول ده ها سال گذشته فوتبال اين استان را در دست داشته اند و هيچ اقدام موثري براي رشد و پيشرفت فوتبال كردستان نكرده و كارنامه درخشاني ندارند.
وي گفت: اين افراد تفكر انحصاري دارند و مي خواهند فوتبال استان كردستان تنها در خدمت و انحصار آنها باشد و هر جور مي خواهند كار كنند و به كسي جواب ندهند. 
وي خطاب به منتقدان به اين تفكر گفت: نتيجه كار بنده با يك بازي و چند بازي معلوم نمي شود زيرا فوتبال كردستان بستر قوي و قدرتمندي ندارد و بايد از صفر آن را شروع كرد.
وي افزود: بايد سال آينده در مورد عملكرد بنده قضاوت شود نه در عرض سه ماه و با انجام چند بازي در برابر حريفاني قوي
  )

آقای صالحی چرا آدرس اشتباهی میدهید که بازیکنان و مربیان استان مخالف شما هستند ، مخالف و موافق شما نتایج تیم است آنهم در دنیای امروز ۵ بازی کافیست تا یک مربی بتواند تحول لازم را ایجاد نماید . اینکه شما عرق خود را نشان دادید درست است و من هم موافقم ولی کافی نیست . فرموده اید که آقایان در گذشته چکار کرده اند که حالا از تیم انتظار دارند .محض اطلاع شما که میدانم از ۲۰ سال گذشته فوتبال استان بی خبر بوده اید عرض شود که سه بار با کم ترین امکانات تیمهای( توحید،فرمانداری،خورشید زریبار ) به این سطح رسیدند و تیمهای که زاگروس مقابلشان شکست خورده را حتی در شهر های حریف نیز برده اند با مربیانی چون لطف الله نسب،رستمی،کریمی و چندین بار در جام های حذفی توسط تیمهای سرباز (که اتفاقا خود شما بازیکن آن بودید) و فرمانداری تا مراحل پایانی مسابقات و رقابت با تیمهای ملوان ، پیکان و استقلال پیشرفتند . بارها تیمهای کامیاران ُ سقز ، سنندج و حتی دیواندره در رده های سنی در ایران درخشیدند و تیهای مریوان و قروه به لیگ برتر امیدهای ایران نیز رسیدند . پس نفرمایید در طول دها سال هیچ کاری نشده شده و باید شما از صفر شروع کنید بلکه باید بپذرید که شما باید فوتبال ما را که تا حد رشد رسانده بود بالاتر میبردید که متاسفانه باید بگویم به منحنی رشد فوتبال ما زاگروس و نه تنها شما سیر نزولی دادید . با شما موافقم که مشکلات مالی دارید ولی انتظار در حد خود تیم را داریم نه بالاتر مگر شما در خیالتان با تیمهای لیگ برتر ایران بازی میکنید یا سطح سوم فوتبال ایران ؟ در دسته دو ما باتیمهای بازی میکنیم که در سطح کمتری از ما به لحاظ نیروی مستعد برخوردارند . فوتبال کردستان نمیتواند منتظر بماند که شما در سالهای آینده نتیجه کارتان را نشان بدهید چون امروز وضعیت آورژانسی است . باور کنید بنده شما را دوست دارم چون فوتبالیست قابلی بوده اید و میتوانید در آینده و با کار و تجربه مربی بزرگی برای فوتبال کردستان باشید . حتی در شروع کار و رشد بازی تیم (نه نتیجه) و برخورد با چند بازیکن بی نظم و تمام شده از شما حمایت کردم و این مطالب انتقادی را نیز بعد از نیم فصل و نتایج بد نوشتم .

 نیم فصل کافیست و مسئولین باید به تیم شوکی مثبت وارد کنند و نباید منتظر غرق شدن تدریجی تیم باشند . رودربایستی را کنار بزنند و به سهمیه تیم فکر کنند چون در صورت افتادن تیم مدیریت شما نیز بیشتر از صالحی زیر سوال میرود .

 : مرتبه
[ دوشنبه هفتم بهمن 1387 ] [ 1:1 ] [ امید شاداب ]

۱- برای دومین هفته پیاپی، مسئولان سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال، عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ را به «سوء استفاده از تریبون صدا و سیما برای حمله به مسئولان مملکتی» متهم کردند.
هفته قبل سردار عزیزمحمدی، نایب‌رییس فدراسیون فوتبال و رییس سازمان لیگ در برابر انتقادات فردوسی‌پور، او را به «پایمال کردن خون شهدا» و استفاده از تریبون رسانه «ملی» برای زیر سؤال بردن عملکرد مسئولان و سیاه‌نمایی متهم کرد.
این هفته نیز نوبت محمد آخوندی، سخنگوی سازمان تربیت بدنی و عضو هیأت مدیره باشگاه پرسپولیس بود که همین اتهامات و موارد دیگری از این دست را به عادل فردوسی‌پور نسبت دهد و او را به سبب استقلال کاری و پیروی نکردن از خواسته‌های سازمان تربیت بدنی، شماتت کند.

۲- این دو نفر، تنها کسانی نیستند که نارضایتی خود را از عملکرد عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ او علنی کرده‌اند. نه تنها دست‌اندرکاران فعلی سازمان تربیت بدنی و فدراسیون فوتبال، که پیشینیان آن‌ها و نیز بسیاری از مربیان، مدیران باشگاه‌ها، داوران و حتی بازیکنان نیز می‌خواهند سر به تن فردوسی‌پور و ۹۰ نباشد. دلیلش نیز واضح و روشن است:
فردوسی‌پور را نمی‌شود خرید، تهدید یا افشا کرد. او در برنامه ۹۰ با کسی تعارف ندارد؛ به شخص یا گروهی وابسته نیست؛ در انتقاد کردن از هیچ کس (البته تا جایی که مدیران عالی‌رتبه سازمان صدا و سیما اجازه بدهند) ابایی ندارد و تا حد ممکن، شفاف و عاری از مصلحت‌سنجی‌ها و تعارفات است.

۳- انتقادات مسئولان از ۹۰، یک وجه غالب دارد. آن‌ها هم مثل بقیه دست‌اندرکاران دولت محمود احمدی‌نژاد توقع دارند که ۹۰ و فردوسی‌پور هم مانند بقیه بخش‌ها و برنامه‌های صدا و سیما، فقط به تعریف و تمجید از آن‌ها و عملکردشان بپردازد و وانمود کند که هیچ اشکالی در کار آن‌ها نیست و اگر مشکلی هم هست، ناشی از «سنگ‌اندازی‌های رقبای سیاسی» یا «توطئه دشمن» است و هر چه منتقدان می‌گویند، از بیخ و بن دروغ است.

۴- باید اذعان کنیم که در این فوتبال و ورزش کثیف کشور، فردوسی‌پور پاک‌ترین است. در فوتبالی که سر تا پایش، از آبدارچی فدراسیون فوتبال و خبرنگاران و مدیران روزنامه‌های ورزشی گرفته تا بسیاری از سرمربیان و مربیان و بازیکنان در کار نقل و انتقالات (به قول خودشان «ترانسفر» اما در واقع دلالی) هستند و بازیکن می‌خرند و می‌فروشند یا با جار و جنجال و زور، به حتی بازیکن به تیم ملی تحمیل می‌کنند (یا بهتر است بگوییم «می‌اندازند») و حق دلالی (کمیسیون‌های) نجومی می‌گیرند و روابط و باندبازی به کثیف‌ترین شکل ممکن در گوشه گوشه‌اش ساری و جاری است، فردوسی‌پور تا به امروز پاک مانده است.
او کسی است که حتی تغییر لحن و آهنگ صدایش هنگام گفتن جملات «سفارشی» برای هر بیننده‌ای واضح و آشکار است.

۵- بگذارید روراست باشیم.
داریوش مصطفوی، هر چه باشد، شخصیت مثبت این ماجرا نیست. او یکی از بدترین مدیران فوتبال این مرز و بوم و نماد تفکر سنتی در مدیریت و فوتبال حسین‌قلی‌خانی است. مصطفوی کسی است که روابط را بر ضوابط ارجح می‌داند و کارنامه مدیریتی و مالی‌اش سرشار از نقاط تاریک است. داریوش مصطفوی همان کسی است که می‌خواست با دیپلماسی «فرش و پسته» جلوی تعلیق فوتبال ایران را بگیرد و نتوانست. همین دو سه سال قبل، در دورانی که از سوی علی‌آبادی به عنوان دبیر فدراسیون فوتبال انتخاب شده بود، پول‌های تورنمنت چهارجانبه امارات «گم شد.» او همان کسی است که در بازی‌های مقدماتی جام جهانی 98، عده‌ای بوتیک‌دار و صاحب آژانس‌های مسافرتی را با کارت خبرنگاری همراه تیم ملی به سفر می‌فرستاد (و معلوم نیست در مقابل چه می‌گرفت.)

۶- داریوش مصطفوی اصلاً مدیر خوبی برای پرسپولیس نبود و همین فرد بود که با سوء مدیریتش، موجب فرار افشین قطبی از پرسپولیس شد. از رفتن مصطفوی از پرسپولیس اصلاً ناراحت نیستم و باید اعتراف کنم در جواب سؤال ۹۰ که «آیا با تغییر مدیرعامل، مشکلات پرسپولیس حل می‌شود؟» از بغض مصطفوی (و نه حب هیأت مدیره) پاسخ «بلی» دادم. هر چند پاسخ اصلی‌ام این بود: «خیر. خیلی‌های دیگر هستند که باید عوض شوند.»

۷- اگر بتوان دو شب و دو برنامه به یاد ماندنی صدا و سیما در سال‌های اخیر را نام برد، یکی انتقادات صریح و بی‌پرده فرزاد حسنی از سردار رادان درباره طرح امنیت اجتماعی بود و دیگری، بحث برنامه ۹۰ درباره کمیته انتقالی فدراسیون فوتبال با حضور محسن صفایی فراهانی. همان شبی که دست محمد علی‌آبادی و سایر مسئولان سازمان تربیت بدنی رو شد و همه فهمیدند که چه کسانی منافع شخصی و گروهی را به منافع ملی ترجیح می‌دهند. اما آن‌ها به جای درک این مطلب که عملکرد خودشان موجب رسوایی‌شان شد، برنامه ۹۰ را شماتت کردند و از عادل فردوسی‌پور کینه به دل گرفتند. همان برنامه‌ای که  سخنگوی سازمان تربیت بدنی نتوانست کینه‌اش از آن بابت را پنهان کند و به آن اشاره کرد.

۸- عادل فردوسی‌پور و برنامه ۹۰ او از بسیاری جهات، فرهنگ نوینی را وارد فوتبال این کشور کرد. برای اولین بار، به نقد تصمیمات داوران پرداخت. با صراحت و شفافیت، عملکرد مسئولان رده‌های مختلف فوتبال کشور را نقد کرد. از بی‌مبالاتی مدیران باشگاه استقلال (که موجب حذف این تیم از لیگ قهرمانان باشگاه‌های آسیا شد) گرفته تا نقد رییس فدراسیون فوتبال و مدیران سازمان تربیت بدنی.
اما فردوسی‌پور در ۹۰ او از جهات دیگر هم کارنامه درخشانی دارد. او برای نخستین بار از اس‌ام‌اس برای مسابقه‌ها و رأی‌گیری‌های استفاده کرد و آن‌چه مدتی است به عنوان «دوربین ۹۰» راه انداخته، مصداق بارز «روزنامه‌نگاری شهروندی» (Citizen Journalism) است که در این زمینه، این یک برنامه به تنهایی سال‌ها جلوتر از سایر بخش‌های صدا و سیماست.

منبع:دیده بان

 : مرتبه
[ یکشنبه بیست و دوم دی 1387 ] [ 0:35 ] [ امید شاداب ]

داستان هیئت فوتبال استان و گروه جدید بجای امیدواری ما را دچار یاس میکند .

فریدون پور رضایی شهردار سنندج که قبلا هم بازیکن بود و هم داور از سوی ادره کل حمایت و پشتیبانی لازم را به دست آورد تا با توجه به مسئولیتش در شهرداری و امکان بهره برداری مالی فوتبال از ایشان ، در سطح مدیریتی و برنامه ریزی نیز مدیریت مریض فوتبال را نیز نظم ببخشد .

هیئت های قبلی بعد از انقلاب هیچ کدام نتوانستند کار خاصی انجام بدهند . همه چیز تحت عنوان کسوت و ریش سفیدی اداره و کنترل میشد. البته به نظر بنده  در دوره هدایتی تا حدودی اوضاع بهتر بود .

هیئت ضعیف و بی نظم گذشته بیشترین لطمه را به فوتبال زد و با شهر ستیزی فوتبال که شاید فوتبال مرده سنندج را احیا کند امکان رقابت را از میان برداشت و سالها مریوان بانه و کامیاران نه تنها هیئت را حامی خود در مسابقات کشوری ندیدند که هیئت حکم یک چکش را برایشان داشت .

در سالهای گذشته بارها خود شاهد انواع فساد اداری در هیئت ها بودم ( عوض کردن نام بازیکن اخطاری ، تغیر برنامه مسابقات با یک تلفن دوستان ،  چیدمان میلی بازی یک باشگاه  برای یک فصل ، بخشش بازیکنهای که محرومیت های غیر قابل بخشش داشتند ، وارد کردن یک باشگاه تازه تاسیس بدون هیچ  سابقه به لیگ برتر(سال 85) ، قبول در خواست  یک تیم  در نیم فصل برای شرکت در لیگی که نصف بازیهایش سپری شده بود (سال 74)  و بسیاری از نکات منفی دیگری که از نوشتنش شرم دارم . البته در تمامی هیئت ها افرادی بوده اند که با تمام وجود کار کرده اند ولی تلاششان با بی کفایتی دیگران به چشم نیامده است .

پس از اتمام دوره هیئت پر اشتباه گذشته که رقابت را میان تیمها بر داشت و یکی دوسال حتی لیگ را ناتمام به پایان برد و تنها کاری که روی کارشناسی و رشد علمی بود را نیز در کارنامه نداشت . هرچند در این اواخر با ورود چند چهره جوان تا حدودی در پی ترمیم خود برآمده بودند ولی .......

وقتی فریدون پور رضایی به عنوان سرپرست معرفی شد همه امیدوار شدیم بالاخره هیئت از دست قدیمی ها ی امتحان پس داده و ناکار آمد نجات پیدا خواهد کرد ولی قرار است  بازگشتی به عقب در انتظارمان باشد . بارها من فریاد زدم و شاید تنها کسی باشم که حاضر به پذیرش انگ ( قدر نشناس و بد بین بودن ) را نیز بپذیرم که : بزرگ مرد فوتبال ما آقای خشنودی برای امروز و نسل جدید گزینه مناسبی نیست و ایشان قرار نیست در دهه چهل و پنجاه مدیریت نماید بلکه تقویم امروز ما سالهای پایانی دهه هشتاد را نشان میدهد . چرا باید همچنان روی یک ریل دایره وار بچرخیم و سر خود را در برف فرو ببریم. مگر در این استان قحط الرجال است ؟ داستان مرحوم فرشا در صدا و سیما نیز نباید در فوتبال تکرار بشود بلکه با میدان دادن به تیمهای جوانتر از سنندج و شهرهای دیگر استان عرصه را به دیگران هم بپساریم.

میترسم و شنیده ام که اکثر کمیته ها را نیز با انتخاب غلط قرار است باند های قدیمی در اختیار بگیرند که شایده هم شنیده من درست نباشد.

 کمیته انضباطی را که یک کمیته حساس است باید به افرادی سپرد که هم حقوقدان ، کارشناس ورزش و هم با انصاف باشند که در هیئت گذشته این کمیته عملکرد تقریبا مناسبی داشت . کمیته داوران براساس شنیده ها به علیمحمدی میسپارند که مورد تایید همه است  و جای خوشحالیست .  برادران رحمانی ، مولودی ، خاطر ویسی که گفته میشود شاید مورد استفاده قرار گیرند افراد خوش نامی هستند . ولی نام عده ای دیگر نیز به گوش میرسد که کارنامه منفی خود را قبلا در بایگانی اذهان اهالی فوتبال حک کرده اند . هیئت نباید صرفا هیئت سنندج باشد و از بزرگان سنندج تشکیل شود . نگاهی به نقشه جغرافیایی استان بیندازید 9 شهرستان دیگر نیز در این نقشه قرار دارند و بزرگانی در عرصه مدیریت نیز دارند که قابل استفاده هستند (مگر امروز فدراسیون ایران را مهدی تاج اصفهانی اداره نمیکند؟) . جای تاسف است که 90% هیئتی ها فقط سنندج را میبینند و جالب اینکه هیچ گلی به سر فوتبال غنی سنندج نیز نزده اند .

قرار است در آینده ای نزدیک مجمع رییس هیئت را انتخاب کند که انتخاب کرده اند و جالب اینکه قرار است با سرعتی زیاد به عقب برگردیم .

 : مرتبه
[ سه شنبه هفدهم دی 1387 ] [ 17:57 ] [ امید شاداب ]

 

تيم تراکتور سازي کردستان با شکست شهرداري لنگرود چشم به رده هاي بالاي جدول ليگ دارد . در هفته دهم ليگ برتر بسکتبال کشور سالن آزادي سنندج همچون گذشته با حضور تماشاگران خونگرم و مشتاق خود ميزبان بازي دو تيم تراکتورسازي کردستان و شهرداري لنگرود بود . دو تيم بازي نزديک و پاياپاي را به نمايش گذاشتند . ثبت امتياز 64 بر 63 در پايان کوارتر سوم شاهد اين مدعاست. در کوارتر پاياني کوچينگ عالي رادنکو اورلويچ مربي صربستاني تراکتور که چندهفته اي است که هدايت اين تيم را برعهده گرفته است موجب شد که نماينده کردستان حاکم بازي شود به طوريکه تراکتور سازي توانست با حمايت خوب طرفدارانش با حساب 84 بر 81 ضمن شکست حريفش ، پنجمين پيروزي خود را به دست آورد. تراکتور از 8 بازي خود با 5 پيروزي و 3 شکست 13 اميازي شد و در جاگاه پنجم جدول قرار گرفت .

افشین خوشگوار

 : مرتبه
[ یکشنبه هشتم دی 1387 ] [ 14:17 ] [ امید شاداب ]

    

سرپرست تیم فوتبال هولیر اعلام نمود تیمشان امسال نیز نمی‌تواند در مسابقات جام فوتبال باشگاه‌‌های آسیا میزبان شود.

محمود عزیز سرپرست تیم فوتبال هولیر اعلام نمود امسال نیز تیم هولیر نمی‌تواند در باشگاه‌ خود بازی کند و مجبور است در کشوری دیگر این بازی را انجام دهد.

 وی در ادامه‌ افزود علت این تصمیم این است که‌ فدراسیون فوتبال آسیا یک دیدگاه‌ نسبت به‌ تمامی مناطق عراق دارد با وجود اینکه‌  فدراسیون فوتبال عرب گزارش خوبی را از باشگاه‌‌های فوتبال هولیر تقدیم کرده‌ بود ولی آنها گفته‌‌اند که اقلیم‌ کردستان بخشی از عراق است.در مورد تعین مکان بازی برای باشگاه‌ هولیر وی اعلام کرد که‌ تاکنون هنوز جایی مشخص نشده‌ است و منتظریم که‌ در در ماه‌ هفت سال آینده‌ قرعه‌ کشی شود و بعد از آن اقدام خواهیم کرد.

 : مرتبه
[ شنبه سی ام آذر 1387 ] [ 1:33 ] [ امید شاداب ]

تیم زاگرس کردستان هرچند خیلی دیر و با گذشت ۶ هفته اما بلاخره طعم برد را چشید و توانست با یک گل ارومیه را شکست دهد . تیم زاگروس دیر بسته شد و دیرتر صاحب یک سرمربی نا آشنا به جو فوتبال کردستان (حبیب صالحی) شد . زاگروس در بازیهای گذشته خود بسیار نا امیدانه ظاهر میشد و مورد انتقاد مفید وگاهی بی رحمانه اهالی فوتبال قرار میگرفت. صالحی با شناخت از بازیکنان و جو فوتبال استان تا حدودی بر مشکلات فایق آمد و چند بازیکن تمام شده و ضعیف و یکی دو نفر مغرور و بی نظم را کنار گذاشت و با اضافه شدن افرادی چون خالدیان و چند جوان دیگر به این تیم امید است تا امتیازات از دست رفته را جبران نماید . هستند بازیکنان زیادی چون سعیدی - حیدری -کویک-ثمری و .............. که هم تجربه زیادی دارند و هم توانایی لازم که میتوانند به این تیم کمک نمایند . بنده به مسئولین تیم پیشنهاد میدهم که از حسین کاشی نژاد مربی تهرانی سابق خورشید زریبار به علت آشنایی با تمامی تیمهای دسته ۲  به هر عنوانی از جمله مشاور استفاده نمایند . در مدت حضور ایشان در مریوان خورشید زریبار مدعی بود و با رفتنش تیم دچار بحران شد.

 بنده قبل از شروع مسابقات از نحوه واگزاری امتیاز ، همچنین بستن تیم ، نبود حمایت مالی مناسب و هول شدن مسئولین برای تشکر بیش از حد از استاندار انتقاد نمودم  http://maysport.blogfa.com/post-152.aspx و تا امروز که تیم صاحب برد شده است در رابطه با نتایج زاگروس موردی ننوشتم .

بازی بعدی این تیم مقابل یاسوج با برد احتمالی میتواند یک شوک مثبت روانی برای نماینده کردستان باشد . و چنانچه دوستان به اصطلاح دلسوز دور تیم بگزارند صالحی میتواند این تیم را نجات دهد .

 : مرتبه
[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ] [ 23:23 ] [ امید شاداب ]

ایرج ساعدی داور خوب و لایق کردستانی با قضاوت خوبش در اولین هفته نیم فصل دوم لیگ برتر بین تیمهای فولاد خوزستان و فجر شیراز در شهر اهواز که اتفاقا یک بازی سخت و پر برخورد نیز بود نشان داد که نه تنها چیزی از همتایان خود در دیگر استانها کمتر ندارد که حتی بهتر هم هست . ساعدی در بسیاری از دقایق بسیار شجاعانه تصمیم گرفت .  

ایشان در تنها بازی سال گذشته در شهر اصفهان (ذوب آهن و پگاه) کمی تردید داشت و متاسفانه تا این هفته فرصت نشان دادن خود را نیافت . ساعدی حتی از دادگاه خوفناک نود (به قول داورها) هم به سلامت عبور کرد و در چند صحنه مشکوک مشخص شد کاملا درست صوت زده است .  بنده در همان ساعت بعد از بازی این موفقیت را به ایشان تبریک گفتم و به عنوان یک دوست قدیمی از ایشان میخواهم در هنگام کارت دادن گارد خشن به خود نگیرد (مانند قهرمانی) چون این مسئله در بازی تیمهای بزرگ که بازیکنان مشهوری دارند و همیشه باشیطنت و تحریک تماشاگران قصد در کنترل گرفتن داور را دارند میتواند خطرناک باشد و ساعدی مستعد ما را از پیشرفت دور نماید .

 : مرتبه
[ پنجشنبه بیست و یکم آذر 1387 ] [ 0:54 ] [ امید شاداب ]

هشتم آذرماه سال 1376 خدا خواست كه »خداداد« در ملبورن استراليا گلزنى كند و تا سال‏ها نان همان گل را هم نوش جان كند! در آن بازى قرار بود كه ايران پيروز شود و اين خواست خدا بود چه اگر بر قانون فوتبال بود تيم ملى فوتبال ايران بايد در همان 15 دقيقه اول بازى لااقل 5 گل مى‏خورد و كارش تمام مى‏شد. اما دعاهاى خير مردم باعث شد تا تيم ملى در يك بازى شگفت‏انگيز و فراموش‏نشدنى به جام جهانى صعود كند.

                    
 در اين قضيه نبايد شك كرد كه اگر در بازى ايران و استراليا خداداد هم گل نمى‏زد بازيكن ديگرى اين كار را انجا م می داد، ابراهيم تهامى، كريم باقرى، على دايى، مهدى مهدوى‏كيا و... زيرا خدا خواسته بود كه ايران در آن شرايط حساس و سخت مزه جام جهانى را بچشد.
 پس از آن بازى، بازيكنى به‏نام خداداد عزيزى "حماسه‏ساز ملبورن " لقب گرفت و به‏واسطه همين نام و عنوان، زندگى ورزشى خود را بيمه كرد و البته در سال‏هاى بعد هر كارى دلش خواست انجام داد، درگيرى با اكثر مربيانش، درگيرى لفظى با سردار آجورلو (مديرعامل اسبق باشگاه پاس)، توهين‏هاى زشت به داوران، بازيكنان، خبرنگاران و... همه باعث شد تصوير نازيبايى از خداداد عزيزى ظهور كند.
 خداداد به دست خود تيشه به ريشه‏اش مى‏زد و نتوانست از محبوبيت خود در مسير صحيحى استفاده كند.
 از هشتم آذر 76 تاكنون خداداد عزيزى به سرعت هرچه تمام‏تر سير نزولى در پيش گرفت و در نهايت در نهم آذر 87 در زادگاهش خاموش شد!
 آرى خداداد عزيزى همانى كه براى مردم ايران اسطوره كه نه اما حماسه‏ساز ملبورن لقب گرفته بود، چند روز پيش در مشهد- زادگاهش- مرد!
 او كه نه ادب دارد و نه فرهنگ ( با عرض پوزش از به‏كار بردن اين جملات)، شنبه نهم آذرماه تير خلاص را به‏سوى خودش شليك كرد و براى هميشه از بين رفت. همان تيرى كه به قول جواد خيابانى هشتم آذر به سوى دروازه استراليا و مارك بوسنيچ دروازه‏بان اين تيم شليك شد، اين‏بار همان تير از سوى مرحوم خداداد به قلب خودش شليك شد و ناكارش كرد.
 وقتى خداداد عزيزى و دوستان  چنان رفتار وقيحانه‏اى انجام مى‏دهندو يك ميهمان را آن‏چنان مضروب مى‏كنند كه به كما مى‏رود و تازه بعد از آن هم مى‏گويند: "شانس آورد كه بيشتر كتك نخورد" آيا مى‏توان گفت اين‏گونه رفتارها انسانى است؟! يا به بيانى بهتر آيا اين رفتارها را چند انسان انجام داده‏اند؟

 : مرتبه
[ چهارشنبه سیزدهم آذر 1387 ] [ 22:28 ] [ امید شاداب ]

محمد خزائی فاتح مسابقات دومیدانی قهرمانی کشور شد
 محمد خزائی مقام نخست مسابقات دو میدانی قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی را به دست آورد.

به گزارش خبرنگار مهر در سنندج، محمد خزائی از تیم کردستان مقام نخست مسابقات دو میدانی قهرمانی کشور و انتخابی تیم ملی را به خود اختصاص داد.

در این دوره از رقابتها که صبح امروز با حضور 96 ورزشکار در شهر مریوان شد بعد از محمد خزائی از کردستان ، امید محرابی از تهران و محمد جواد صیادی از کرج مقام های دوم و سوم را به خود اختصاص دادند.

در بخش تیمی این رقابتها نیز تیم کرج توانست به مقام اول دست یابد و تیم های آذربایجان شرقی و کردستان مقام های دوم و سوم را به دست آوردند.

به گفته دبیر فدراسیون دو میدانی کشور 20 نفر اول این دوره از رقابتها به اردوی تیم ملی دعوت خواهند شد.

محمد صادق داداشی افزود: نفرات برتر مسابقه انتخابی مریوان از هفته آینده به اردوی آمادگی تیم ملی دعوت می شوند تا خود را برای شرکت در مسابقات قهرمانی آسیا که اسفند ما در اردن برگزار می شود آماده نمایند.

مسابقات قهرمانی و انتخابی تیم ملی صحرا نوردی کشور به مسافت 12 کیلومتر و در مسیر سه راهی روستای برده رشه به سمت میدان استادیوم شهر مریوان برگزار شد.

در این دوره از رقابتها 96 ورزشکار در قالب 19 تیم در قالب استانهای مختلف کشور حضور داشتند.

 : مرتبه
[ چهارشنبه ششم آذر 1387 ] [ 23:57 ] [ امید شاداب ]

در شهر مریوان کسی نیست که با پدر ورزش مریوان (حاج محمد فرجی ) آشنا نباشد

ایشان سـالهاست که در ورزش مریوان و در اکثر رشته ها فعال بوده و شاگردان زیادی را تربیت نموده است  . در همان روزهای که کسی با فوتبال آشنا نبود با درست کردن توپ (با چرم و پارچه) در راه اندازی فوتبال مریوان نقش اصلی را داشت . ایشان در والیبال ، پینگ پونگ ، شنا ، بسکتبال ، دو های میدانی و صحرا نوردی و تمامی بازیهای بومی محلی فعال بوده و مقام های زیادی کسب نموده است که آخرینش شرکت در مسابقات شنای آبهای آزاد ایران با سن 65 سال و کسب عنوان مرد تلاشگراین مسابقات بود که از طرف فدراسیون شنا از زحمات ایشان تقدیر شد . در فوتبال با تیمهای کاوه و مخصوصا تربیت بازیکنان زیادی را برای  فوتبال مریوان و استان پرورش داد .

30 سال دبیر تربیت بدنی بود و با دلسوزی به جوانان مریوان خدمت نمود . در تمامی مسابقات علمی فرهنگی مخصوص دبیران ورزش در سطح کشور حاضر بود . سالهاست که فروشگاه المپیک را اداره میکند . بنده به مسئولان استان و مریوان پیشنهاد مینمایم در زمان حیاتش یکی از سالنها و یا میادین ورزشی را به نامش نام گزاری نمایند  .

 

 

 : مرتبه
[ یکشنبه سوم آذر 1387 ] [ 23:46 ] [ امید شاداب ]

 در دبیرستان شبانه روزی برده رشه (محل خدمتم) بعضا با استعداد های مواجه شده ام که بی نظیرند . نمونه اش شیرکو امینی ستاره و پدیده لیگ برتر استان در سال جاریست . وقتی امسال او را به تیم بهزیستی سابق که با نام اوراز امسال شرکت کرده است بردم تا در کنار خرامانی – دیهیم و خودکامه  قرار گیرد و رشد کند در همان هفته اول به ستاره بی بدیل تیم تبدیل شد و توانست با گلهای سرنوشت سازش در رده دوم گلزنان در نیم فصل قرار بگیرد . دوستان و مربیان دیگر شهرها از حضور درخشان  این چهره جدید و تازه کار تعجب میکردند و از اینکه در همین سال اول چهره شده او را ستایش میکردند . شیرکو  در درس  و ادب نیز مانند فوتبالش بی مانند است . ایشان با این نبوغش میتواند در صورت ادامه تحصیل در شهر های بزرگ بیشتر به چشم بیاید و به تیمهای برتر نیز راه یابد . شیرکو  در برده رشه دو دوست مستعد دیگر دارد (کاروان هژبری – احمد فتحیان ) که میتوانند مثل شیرکو بدرخشند و فتحیان از لحاظ فهم فوتبال در سطح بالای قرار دارد . ایشان چنانچه مایل به ادامه فوتبال باشند آینده بسیار درخشانی خواهند داشت .

 

در طول این چند سال که همراه با تیم دبیرستان مریوان کار کرده ام شاهد بازیکنانی بوده ام که استعداد بسیار زیادی داشته اند ( حمید دیهیم ، یادگار خرامانی ، ریبوار و آلان سعیدی ، هومن خودکامه ، سامان حیدری ، طهمورث وطنی ، سرکوت شاماری ، زانا قادری ، شیرکو امینی  و .......................... ) بازیکنان با استعدادی هستند که میتوانند فوتبال مرده امروز شهر و استانمان را نجات دهند .

و بودند بازیکنانی مستعدی چون تیمور محمدی ، احسن طیبی ، سیوان صدیقی ، مهدی بارنامه ، ابراهیم سالم که متاسفانه و به علل مختلف فوتبال را جدی نگرفتند ( فوتبال را رها کرده اند و یا تفریحی به آن مینگرند) .

به راستی با داشتن این مردان جوان چرا فوتبال ما نفس نمیکشد و تماشاگران باید هنوز طالب نسل گذشته فوتبال مریوان باشد و با فوتبال امروز قهر کند ؟

ضعف مدیریت ، ضعف مربیان ، نبود پول و اسپانسر ، از بین رفتن تیمهای بزرگی چون فرمانداری و خورشید ، اشباع فوتبال مریوان ، کم توجهی دولت به ورزش در شهر ما ، بی تفاوتی پیشکسوتان ، نگاه رقابتی افزودن سرمایه و پول حتی بین جوانان و دوری از ورزش ، عوض شدن هنجار های مثبت در جامعه ، ضعف هیئت فوتبال استان و مریوان  و .......................................   براستی مشکل کجاست و چرا وضعیت به این صورت در آمده ؟ چرا بازی های مهم استان نیز با بی توجهی تماشاگران و اهالی فوتبال روبرو شده است ؟  این مشکل در سطح استان نیز وجود دارد و تنها پیشرفت را در کامیاران و تا حدی کم در سقز دیده ایم و در بقیه شهرها تب فوتبال و هیجان ناشی از آن دیده نمیشود .

 : مرتبه
[ شنبه بیست و پنجم آبان 1387 ] [ 23:39 ] [ امید شاداب ]

 


بعد از شكست در جام ملت‌هاي آسيا- كه البته با خراب كردن يك ضربه پنالتي اتفاق افتاد - كاملاً معلوم بود كه تيم ملي بايد تغيير كند. تغييراتي كه از بازيكنان شروع مي‌شود تا به شيوه بازي برسد. تغييراتي كه هدفش كارآيي و كارآمدي بيشتر در همه جنبه‌هاي، بازي تيم ملي است. در جام ملت‌ها، تيم ملي سنگين بود و لخت. درگيرانه بازي نمي‌كرد و فوتبالش تكنيكي هم نبود. دفاع تيم ملي ويژگي نداشت و خط حمله‌اش نيز در قالبي قابل تعريف نمي‌گنجيد. بازي تيم ملي، سنگين بود. مردان تيم ملي، فاقد اشتها و <ولع> بودند.تيم ملي بايد تغيير مي‌كرد و اين برخاسته از اراده‌گرايي اين و آن نبود كه نيازي بود برآمده از دل تيم و شيوه بازي‌اش. هم بازي و هم بازيكنان، بايد عوض مي‌شدند و البته در همه موارد، نه اين‌كه ضرورت رفتن اين و آمدن آن، صد درصد بود.

 براي تغيير بازي تيم ملي، البته كه بازيكناني هم بايد عوض مي‌شدند. عادات جديدي لازم بود و اين عادات را كسان ديگري بايد وارد تيم ملي مي‌كردند. دايي بر همين پايه عمل كرده است و در آنچه او انجام داده، درست‌ها بيشترند و اغلاطي چند نيز به چشم مي‌خورند. جمع بستن ميان آن همه درست و سه چهار مورد غلط هم هنر مي‌خواهد و هم حوصله و اين بحث و اين حرف‌ها، دعوتي است به همين حوصله‌اي كه لازمه هنر ورزيدن است. تيم ملي بايد پوست بيندازد. در اين ضرورت درجه اول، همه اتفاق‌نظر دارند اما قرار نيست، به اين بهانه پوست تيم ملي كنده شود. دايي قدم اول خود را برمي‌دارد. او بايد با جرأت و پردل، حتي با لجاج و لجام‌گسيختگي، به همان راهي بود كه خود او به آن اعتقاد دارد. دايي اگر به هر بادي بلرزد، ديگر همان مردي كه لياقت مربيگري تيم ملي را دارد، نخواهد بود اما او اگر <دوست>‌ها را نپذيرد و به تصحيح غلط‌هاي خود نپردازد، مجال اصلاح‌گري را از خود و از تيمش خواهد گرفت.

 : مرتبه
[ سه شنبه بیست و یکم آبان 1387 ] [ 23:24 ] [ امید شاداب ]

 عبدالله عزيزي رئيس هيئت كشتي كردستان می گوید اقدام رئيس فدراسيون كشتي در صدور حكم بركناري اودرچارچوب موازين جاري ورزش كشور نیست. به علاوه،اوادعاهای رئيس فدراسيون مبنی بر« پرداخت نشدن مطالبات كشتي‌گيران» ازسوی هيئت كشتي كردستان را«كذب محض»خواند.
او گفت: براساس قوانين داخلي هيئت‌هاي ورزشي روساي هيئت‌هاي ورزشي با راي اعضاي مجمع انتخابات آن هيئت انتخاب مي‌شوند و كسي نمي‌تواند در آراي صادره دخل و تصرف كند و يا رئيس هيئت را خود سرانه تعويض كند.
او که باخبرنگاران رسانه‌هاي گروهي در سنندج سخن می گفت خود به انتقاد از دوران مدیریتی یزدانی خرم رییس فدراسیون کشتی پرداخت و برکناری خود را نتیجه اقدامات تلافي‌جويانه دانست.او گفت:در طول دوران كشتي ما فدراسيون فعلي از نظر كسب نتايج در مسابقات جهاني و المپيك يكي از ضعيف‌ترين فدراسيون‌هاي كشور می باشد.
وي گفت: فدراسیون کشتی را بدهکار هيئت كردستان است و در حالي يزداني خرم هيئت كشتي كردستان را به عدم پرداخت دستمزدهاي كشتي‌گيران خود متهم مي‌كند كه فدراسيون هنوز به هيئت كشتي كردستان بدهكار است. او گفت:فدراسیون بدهي 280 ميليون ريالي خود در جريان مسابقات انتخابي جوانان كشور به ميزباني سنندج را به هيئت كشتي استان كردستان پرداخت نكرده است كه در اين راستا شخص رئيس فدراسيون بايد جوابگو باشد.
وی افزود: برخورد وي با منتقدان ماهيت عدم مديريتي رئيس فدراسيون بر همگان مشخص کرده است و به باور كارشناسان كشتي، در دوران رياست يزداني خرم وضعيت ناهنجاري بر كشتي كشور حاكم شده است.
وي خاطر نشان كرد: وقتي مدير اجرايي فدراسيون اطلاعي از چگونگي اجراي اساسنامه‌ها ندارد و در يك اقدام عجولانه و مبتدي درخواست بركناري من را صادر مي‌كند اين نشان دهنده نامناسب بودن وي براي تصدي اين پست در ورزش كشور است.

منبع :کوردنیوز

 : مرتبه
[ جمعه هفدهم آبان 1387 ] [ 0:9 ] [ امید شاداب ]

 

گویند در یکی از دهات قدیم زن و مردی سالها به انتظار فرزند ذکور نشستند و خداوند در پیری به آنها پسری عطا نمود . از فرط خوشحالی زن و مرد پسر ندیده  بجای ناف بچه ......او را بریدند . و سالهاست که این واقعه به عنوان یک ضرب المثل در آمده و مردم گاهی از این ضرب المثل استفاده مینمایند . متاسفانه حکایت این سهمیه اهدایی تا حدودی من را یاد این ضرب المثل انداخته است .

پس از قولی که رییس سازمان تربیت بدنی به جامعه فوتبالی ما داد و بلاخره عملی شد اکنون هر کس برای خودش جشنی راه انداخته است . هیئت ضعیف و بی برنامه گذشته که در بیشتر کارهای مدیریتی ورزش دچار مشکل بود آن را حاصل برنامه های مدون خود میداند که خنده دار است . صدا وسیما پا را فراتر گذاشته و میخواهد بدون کارشناسی مردم را خوشحال نماید که بازیکنان حاضر در لیگ برتر استان بر خواهند گشت  واز دکتر ذلفقار نسب میپرسد میشود روزی برگردی و در کردستان و این تیم کار کنید ؟ آخر مگر ما و این تیم اهدایمان چقدر برایش قرار است هزینه نماییم که اینچنین به مردم نوید دهیم ؟  نباید از بابت این اقدام دستهایمان را به علامت پیروزی بالا برده  وغافل از اینکه این نه تنها موفقیت نیست که نشانه شکست همه ما فوتبالیها و مسئولین ورزشی ماست. میترسم قهرمانان این عرصه (کسانی که زیاد از حد خوشحال شده اند ) نیز در تشخیص ناف تیم دچار اشتباه شوند و این کوره سو امید هم نابود شود. در انتخاب بازیکن و مربی نباید سراغ بی تجربه ها رفت و اسمها نیز نباید فریبمان بدهد .

جهت یاد آوری میگویم که بابا به خدا توان و ظرفیت ما بسیار بیشتر از دسته 2 است آنهم نه اهدایی

 مگر توحید سنندج در سال 70 یکی از مدعیان صعود این لیگ نبود؟ ( البته امروز نام لیگ دسته اول لیگ برتر شده و لیگ 2 و 3 نیز هریک به ترتیب لیگ 1و 2 خوانده میشود ) مگر فرمانداری مریوان در سال 81-82  و در همین لیگ مدعی نبود ؟ مگر خورشید زریبار در سال 85 در این لیگ حضور نداشت ؟

این تیمها با کمترین امکانات به لیگ 2 ایران رسیدند پس بیخود کلاه خود را بالا نیندازیم . کمی تامل نماییم ، چرا همه قربان و صدقه استاندار میشویم مگر استاندار همدان ، قم ، قزوین ، خوزستان ، اصفهان و ..... که سالانه ده ها میلیارد به ورزش پول میرسانند از طرف ورزشهیای استان اینهمه ستایش شدند . درست است که  ما مردم قدر شناسی هستیم ولی انتظار ما خیلی باید بیشتر از اینها باشد .ما امتیاز دسته اول و لیگ برتر را نیز نمیخواهیم ما حمایت همه جانبه کارخانه جات  و موسسه های  پر قدرت مالی داخل خود استان را میخواهیم . مگر سیمان بیجار ، تراکتور سازی کردستان ، بازارچه مرزی باشماق و سیران بند نمی توانند به اندازه مخابرات مشهد یا  باطری سازی صبا هزینه نمایند . ما از استاندار و مسئولین این حمایت را میخواهیم تا بتوانیم ستارگان خود و مربیان با دانشمان را جذب نماییم . درسنندج ، قروه ، کامیاران ، بانه ، مریوان  و دیگر شهرهای استان جوانان مستعدی داریم که در صورت امکان (باشگاه بزرگ) میتوانند برای کشور عزیزمان نیز افتخارآفرین شوند . ما اهالی فوتبال اگر نهایت آرزویمان لیگ 2 باشد که قبلا به ان رسیده ایم و اگر آمالمان بیش از این است باید همت گماریم و بیخود سرود پیروزی سر ندهیم مسئولین را نیز فقط در این صورت که بانی این شرایط باشند ستایش نماییم .

 شور و تب فوتبال در کردستان را نیز مانند انزلی و اهواز و آبادان  میتوان شاهد بود اگر ما بخواهیم و مسئولینمان بسترش را فراهم نمایند .

 

 

 : مرتبه
[ یکشنبه پنجم آبان 1387 ] [ 0:21 ] [ امید شاداب ]

Peyamner

  باشگاه آث میلان ایتالیا یک نوجوان کرد ساکن کردستان ترکیه را به عضویت در این تیم برگزید.

هیأت مربی‌گری باشگاه آث میلان ایتالیا، به منظور انتخاب بازیکنان نوجوان، اردوهایی در چند کشور برگزار می‌کنند.در ادامه‌ی همین اردوها که در کشور ترکیه برگزار شد، هیأت این باشگاه، سه فوتبالیست نوجوان را از این کشور برگزیدند که یکی از آنان یک نوجوان کرد ساکن بخش "ارچیش"، از توابع شهرستان وان می‌باشد.این نوجوان 11ساله‌ی کرد که "اورهان پالا" نام دارد، پس از راهی شدن به شهر میلان و بازی کردن در تیم نوجوانان این باشگاه، هنگام تمریناتش مورد شگفتی دست‌اندرکاران باشگاه قرار گرفته و به "کاکا" و "رونالدینهو"، دو ستاره‌ی نام‌دار برزیلی معرفی شد.

وی هم‌چنین به عنوان اولین بازیکن اردوی "میلان جونیور" انتخاب شد که در آن 47بازیکن از کشورهای مختلف حضور دارند.گفتنی است که پالا در خانواده‌یی کم‌درآمد زندگی می‌کند و پدر وی از کارمندان شهرداری وان بوده و دارای هشت فرزند می‌باشد.

 

 : مرتبه
[ پنجشنبه دوم آبان 1387 ] [ 0:41 ] [ امید شاداب ]


جنگ هاى دسته جمعى
حتى فكرش را هم نمى توانيد بكنيد، سكوها آتش مى گيرد، تيفوسى ها در طول مسير كنترل وسايل نقليه عمومى را در دست مى گيرند، آنها با زنجير و هر نوع وسيله اى كه بتوان كسى را مورد هدف قرار داد از طرفداران حريف پذيرايى مى كنند... بازى تمام مى شود ولى هنوز اثرات يك دربى در شهر ديده مى شود. اين است ثمره جنگ هاى باشكوه دسته جمعى.
چه مشخصه هايى مى تواند در يك دربى مورد توجه قرار گيرد آيا فقط نوع نگرش رسانه ها و ديدگاه متفاوت هواداران اين بازى ها را از ساير مسابقات متمايز كرده است شما هيچ گاه اولين بازى دربى كه ديده ايد را فراموش نمى كنيد، تمامى لحظات آن براى شما لذت بخش است، هجوم هواداران و شعارهايى كه مى دهند، تعصب به رنگ لباس و اعتقادات تاريخى و قديمى شكل اين رقابت ها را تغيير مى دهد، آيا واقعاً واژه دربى به رقابتى اطلاق مى شود كه بين دو تيم همشهرى برگزار مى شود يا به عمق اختلافات دو تيم بستگى دارد. خالق اين لحظات باورنكردنى در اكثر مواقع طرفداران هستند، شايد سهم تيفوسى ها از برد و باخت بيش از بازيكنان است، آنها با پوست و گوشت خود لحظه به لحظه بازى را دنبال مى كنند و حتى بعد از پايان ديدار تنش هايشان فروكش نمى كند، هيجان از روى سكوها به داخل زمين منتقل مى شود.

دربى چيست
اما مى شود واژه دربى را به درستى معنى كرد. شايد خيلى ها ديدار بين دو تيم همشهرى را نزديك ترين معنى اصلى آن بدانند. بعضى ها هم لقب دربى را به ديدار دو تيمى كه اختلافات ريشه اى عميق ترى دارند اختصاص مى دهند اما اصل ماجرا چيز ديگرى است، واژه اصلى دربى نشأت گرفته از مسابقات اسب دوانى است. (Espon Derby Staves) نام اين مسابقات بود براى اولين بار در سال ۱۷۸۰ شروع شد و به افتخار (ارل دوازدهم) كه يكى از لردهاى انگلستان بود ثبت شد اما هنوز معلوم نيست كه چرا در قرن بيستم از اين نام براى رقابت هاى فوتبال بين دو تيم همشهرى يا محلى استفاده مى شود.

بزرگترين دربى ها
بزرگترين دربى ها از نظر هواداران جالب توجه به نظر مى رسد، در اينجا بزرگان اسپانيايى باشكوه ترين دربى جهان را برگزار مى كنند، غول هاى سرزمين ماتادورها درست است كه از هم فاصله دارند اما ديدار اين دو تيم عظيم ترين دربى جهان است. به طورى كه در اسپانيا نام (ال گرن كلاسيكو) را به آن داده اند، يعنى عميق ترين اختلافات منطقه اى، تنفرى كه سال ها است در ميان سلطنت طلبان و كاتالان ها ريشه دوانده، مادريدى ها از قشر بالاى اجتماع هستند و پيراهن و شورت بلند كه نشانه اشرافى ها است مى پوشند و در مقابل بارسلونايى ها كه از ايالات كاتالان هستند. از قشر كارگر نمونه ديگر آن را در كشور هلند هم شاهد هستيم، ديدار آژاكس و فاينورد هم از اين جنس است. پس مى توان به راحتى نتيجه گرفت اين حساسيت ها و نوع بازى مختص ديدار بين همشهرى ها نيست؛ ليورپول و منچسترسيتى گواه اين مدعى است. حتى بازيكنان هم نظراتى عجيب و غريب دارند، روى كين هافبك سابق منچستريونايتد اعتقاد دارد بازى مقابل منچسترسيتى آنقدر براى ما اهميت ندارد كه ديدار با تيم بندرى ليورپول جذاب است! حتى طرفداران هم شايد مانند بعضى از بازيكنان فكر كنند، آنها چند صد مايل از شهرخود دور مى شوند تا فقط با هواداران حريف بجنگند، اختلافات فرهنگى، مذهبى و سياسى سبب مى شود تا جذابيت دو چندان شود. جالب است بدانيد خارج از كشور انگلستان دربى ها بيشتر بر اساس اختلافات سياسى و مذهبى شكل مى گيرد و حتى شعارهايى كه هواداران مى دهند هيچ ربطى به فوتبال ندارد. گاهى اوقات شعارهاى نژادپرستانه هم خوانده مى شود...
مانند ديدار دو تيم رنجرز و سلتيك در اسكاتلند؛ اين نوع دربى ها با رقابت ميان ميلان يا اينتر متفاوت است. خوب مى دانيد كه ميلانى ها به رقابت دو همشهرى «دلامادونينا» مى گويند. دلامادونينا همان تنديس مريم مقدس در شهر ميلان است. اختلافات هواداران هم مربوط به سال ۱۹۰۸ است، زمانى كه بازيكنان غير بومى وارد ميلان شدند و سبب تولد تيمى به نام اينتر ناسيونال، پس مى توان نتيجه گرفت همه نوع سليقه اى حاكم است ولى از همه جذاب تر براى طرفداران همان اختلافات سياسى و مذهبى است. شايد يك نوع ديگر از آن ديدار دو تيم رم و لاتزيو است، لاتزيو تيمى كه با آرم (SSLAZIO) مشهور است، آنها تفكرات نژادپرستانه دارند، شعارهايى مى دهند كه برخلاف اصول جوانمردانه است و مهمتر از همه طرز فكر آنها نزديك به رهبرى ديكتاتور سابق آلمان هيتلر است آنها خودشان را از گروه هاى «گشتاپو» مى دانند و اين در حركاتشان مشهود است، اما در مقابل رم با يك اصالت برخواسته از دل ايتاليا و جدا از اين گونه تفكرات است. به گفته پائولو دى كانيو كه هميشه در اين ديدارها با حركات خاص اش، سلام هاى نظامى به سبك هيتلر و خالكوبى هاى بدنش مورد توجه بوده، اين بزرگترين دربى ايتاليا است، زيرا طرفداران رم و لاتزيو شش هفته قبل از بازى براى هم كرى مى خوانند و حتى زمانى كه ليگ هم تمام مى شود هنوز درباره اين ديدار صحبت مى كنند! اين است داستان جنگ هاى با شكوه دسته جمعى.

در ایران و مصر نیز این مسئله بنوعی با رقابت (استقلالرسپولیس) و (الزمالک-الهلی) نمود پیدا میکند و حتی آدمهای متعصب در تمام مسائل به رنگ تیم حریف حساس میشوند و رنگ تیمشان را با اتوموبیل. وسایل منزل .لباس خود و خانواده و ..............  تنظیم میکنند .

 : مرتبه
[ سه شنبه نهم مهر 1387 ] [ 15:21 ] [ امید شاداب ]

تیم زاگروس(تربیت)یا همان ساینا سابق  مهر ماه امسال در مسابقات دسته سوم ایران به عنوان تنها نماینده استان شرکت خواهد کرد . این تیم امسال با کادر فنی جوان خود در مسابقات استانی نتایج خوبی گرفته است و با حضور بازیکنان با تجربه ای چون (ستار محمدی . سامان ملایی . مهدی فیروزی و چند بازیکن دیگر ) امید دارد تا نتایج درخور شایسته ای را نیز در دسته ۳ کشور به دست آورد . با روی کار آمدن رضا مجیدی و شهاب حسین پناهی که سابقه درخشانی در دوره بازیگری داشته اند نماینده استان جان تازه ای گرفته است . البته این تیم در خط دفاعی و دروازه و تا حدودی در جناحین مشکلات زیادی دارد . باید برای رفع این مشکل فکر و توان خود را بکار گیرند و با توجه به اینکه بیشتر مسابقات در فصل سرد سال برگزار میگرد و مشکلات شغلی و احتمال آسیب دیدگی نیز وجود دارد داشتن ۲۵ بازیکن خوب که امکان مانور در تمام پستها را برای مربیان به وجود بیاورد لازم و ضروری است . 

 : مرتبه
[ جمعه پنجم مهر 1387 ] [ 1:31 ] [ امید شاداب ]
احداث دو خوابگاه ورزشی در كردستان

معاون ورزش تربیت بدنی كردستان از احداث دو خوابگاه ورزشی در كردستان خبر داد. به گفته »فرهنگ مكتبداری« به منظور ایجاد فضای مناسب برای اسكان تیم های ورزشی در جریان مسابقات، دو خوابگاه ورزشی با ظرفیت 550 نفر احداث خواهد شد.
وی افزود: این دو خوابگاه در دو شهر سنندج و مریوان احداث می شود. بدین ترتیب كه در سنندج خوابگاهی با ظرفیت 400 نفر در مجموعه ورزشی 15 هزار نفری و خوابگاه دیگر با ظرفیت 150 نفر در مریوان ساخته می شود.
وی با اشاره به اینكه بودجه ای بالغ بر سه میلیارد ریال برای این دو پروژه در نظر گرفته شده است گفت: نبود خوابگاه اختصاصی تربیت بدنی از مشكلات ورزش كردستان در جریان برگزاری مسابقات می باشد و ما برای تامین خوابگاه، مجبور به استفاده از خوابگاههای دانشجویی و یا هتل های سطح شهر هستیم كه این مساله علاوه بر هزینه بر بودن، از وضعیت خوبی برخوردار نیستند و موجب نارضایتی تیم ها می شود.
وی گفت: باتوجه به حجم بالای برگزاری مسابقات در دو شهر سنندج و مریوان این دو شهر در اولویت احداث خوابگاه قرار گرفتند.

منبع :سیروان

 : مرتبه
[ جمعه پنجم مهر 1387 ] [ 0:59 ] [ امید شاداب ]

مدير كل تربيت بدني كردستان از سمت خود كناره‌گيري كرد . عبدالله چمن گلی مدیر کل تربیت بدنی استان کردستان روز گذشته از سمت خود کنارگیری کرد. این قهرمان سابق کشتی جهان دلیل استعفای خود را فراهم نبودن شرایط مناسب برای ادامه کار عنوان کرد. برنامه‌ها و طرح‌هاي ورزشي در استان با جديت دنبال شد و در اين مدت در راستاي ارتقاي معيارهاي توسعه، حركت قابل ملاحظه‌اي صورت گرفته است. وی ادامه داد: در اين حوزه در مدت تصدي بنده با افزايش سرانه ورزشي استان از نظر ميانگين كشوري روبه‌رو بوده‌ايم. چمن گلي درمورد دليل استعفاي خود تصريح كرد: براي خدمت‌رساني به جامعه ورزش استان با تمام وجود تلاش كرده‌ام و تاكنون از هيچ كوششي فروگذار نكرده‌ام اما اخيرا در مسير حركت خود با كارشكني‌هايي از سوي مسئولان اجرايي استان روبه‌رو شده‌ام. وی گفت: در اين مدت با وجود عدم همكاري اين افراد سعي كردم به وظيفه‌ام ادامه دهم اما برخورد ناشايست آنها با برنامه‌هاي اجرايي اداره كل تربيت بدني و نيز درخواست بعضي از نمايندگان استان در مجلس شوراي اسلامي از رئيس جمهوري براي تغيير اينجانب در حقيقت سبب ياس و نااميدي مجموعه تربيت بدني شده است. چمن‌گلي در خصوص شايعات موجود در مورد دخالت‌هاي نهادهاي نظارتي تربيت‌بدني در امور مديريت نيز اظهار داشت: در اين باره موارد متعددي از دخالت‌هاي افراد مختلف به ويژه مسئول حراست اداره كل سبب شد تا در برخي از موارد عملا وارد حيطه امور مديريتي شوند.

بنده با چمن گلی در این یکسال گذشته چندین بار در مورد فوتبال مریوان و استان گفتگو کردم و آماده بود تا فوتبال استان را که مرکزش را مریوان میدانست همه جوره حمایت نماید و از اینکه فوتبال مریوان بعد از مدتها درخشش وضع مطلوبی نداشت متاسف بود . ایشان برای پست هیئت فوتبال هم ثبت نام کرده بود که بنده به ایشان هشدار داده بودم( http://maysport.blogfa.com/post-140.aspx)که نیاید چون جو فوتبال کردستان را نمی شناسد که البته حالا بازی عوض شده است .

 : مرتبه
[ پنجشنبه بیست و هشتم شهریور 1387 ] [ 0:51 ] [ امید شاداب ]

پس از اينکه اداره کل تربيت بدني با انتشار فراخوان نسبت به ثبت نام علاقه مندان به کانديداتوري رياست هيات فوتبال اقدام کرد، تاريخ دهم شهريور را به عنوان زمان برگزاري انتخابات به فدراسيون فوتبال پيشنهاد داد. اما به گفته معاون اداره کل تربيت بدني به دليل فرا رسيدن ماه مبارک رمضان و نيز حضور تعدادي از مسئولان در المپيک پکن مجمع در تاريخ مقرر برگزار نشد و با توجه به پايان دوره چهار ساله رياست هيات فوتبال، مديرکل تربيت بدني نسبت به معرفي فريدون پوررضايي به عنوان سرپرست هيات به فدراسيون فوتبال اقدام کرد.
پوررضايي شهردار سنندج است که از داوران ملي اين رشته نيز است. وي از کانديداهاي پست هيات فوتبال است که مدارک لازم را نيز براي تصدي آن تحويل داده است اما فرهاد شريف پور رئيس هيات فوتبال در اين باره گفت: دوره چهار ساله من در هيات فوتبال پايان يافته است و به محض اعلام فدراسيون و معرفي رئيس يا سرپرست با کمال ميل در خدمت ايشان خواهم بود. وي افزود: هرچند که دوره چهارساله مقرر شده به اتمام رسيده اما باتوجه به اينکه امورات هيات به موقع و طبق برنامه پيش مي رود، بعيد مي دانم فدراسيون تا زمان برگزاري مجمع با انتصاب فردي خارج از مجموعه به عنوان سرپرست موافقت کند، هرچند که احتمال آن را هم رد نمي کنم.
شريف پور از سال 81 به عنوان دبير هيات فوتبال در کنار داوودپور رئيس وقت هيات حضور داشت و پس از کناره گيري وي از رياست، مدتي به عنوان سرپرست و پس از آن با کسب آراي لازم در مجمع انتخابات در سمت رياست هيات حضور داشته است.

البته: بنده قبلا و در لیست اعضای کاندید ها گفته بودم ( http://maysport.blogfa.com/post-140.aspx) که ایشان را نمی شناسم ولی با دیدن چهره اش به اشتباه خود پی بردم چون بیش از ۲۰ مسابقه من را صوت زده است . ایشان فردی نجیب و قانونمند بودند و نزدیک به ۱۲ سال است که از فوتبال فاصله گرفته اند و امیدوارم بازگشتش به فوتبال مفید و پر سود باشد . پوررضايي نباید مانند هیئت گذشته و دبیر ضعیف آن شهرستانها را تخریب کند تا فوتیال سنندج احیا شود (که متاسفانه هر دو ضرر کردند) بلکه باید همه استان را با هم به سوی رشد و افتخار سوق دهد و ما فوتبالی ها نیز در این راه ایشان را یاری دهیم.

 : مرتبه
[ دوشنبه هجدهم شهریور 1387 ] [ 1:17 ] [ امید شاداب ]

امروز سه شنبه ۱۲ شهریور در جلسه ای در تربیت بدنی شهرستان مریوان صباح قریشی رسما به عنوان رییس هیئت فوتبال مریوان منصوب شدند . در این جلسه که مسئولین دو باشگاه اوراز و آراس ، بنده و آقای جبار پیر خضری (نماینده پیشکسوتان) و ناصر بالنده نیز در این جلسه حضور داشتیم و آقای جولایی مسئول تربیت بدنی مریوان رسما آقای قریشی را به عنوان رییس هیئت معرفی نمودند .

               (آقای صباح قریشی مدیر بهزیستی و جام قهرمانی لیگ برتر استان سال ۸۵)

آقای قریشی که در سالهای گذشته با حمایت مالی خود در چندین مورد باشگاه بهزیستی را تحت پوشش برده بود نشان داده که میتواند در فوتبال به عنوان مهره ای مثبت منشا خدمت باشد و قرار است کاستی ها و بی توجهی های گذشته با صبر و برنامه مدون جبران گردد و فوتبال مرده امروز مریوان را با کمک همه اهل فوتبال به جایگاه گذشته خود برگرداند .. ایشان باید برای انتقادهای احتمالی نیز آمادگی داشته باشد .

 : مرتبه
[ سه شنبه دوازدهم شهریور 1387 ] [ 16:28 ] [ امید شاداب ]

در روز جمعه ۸ شهریور دریاچه زیبای مریوان میزبان شناگران آزاد ایران بود و بنده به عنوان داور در این مسابقات حضور داشتم . رقابت سخت و دشوار این مسابقات و تلاش شناگران برای عبور از پیست مخصوصی که با طول ۳ کیلومتر درست شده بود بسیار دیدنی و جذاب بود و جالب اینکه آقای رضا خانبانان از تهران در رده 35 تا 44 و با قدرتی مثال زدنی قبل از رده پایین تر ۲۵ تا ۳۵ و با زمان ۴۲ دقیقه همه را انگشت به دهان کرد .

 

در رده ي سني 25تا34 سال اين مسابقات ، محسن ابدالي ، عليرضا زارعي و ابراهيم عزيزي هر سه از تهران زودتر به خط پايان رسيدند.
در رده سني 35تا44 سال هم ، محمدرضا ملک خانبانان از تهران ، محمد جواد مهمان نواز از خراسان رضوي و حسن مرادي از تهران مقامهاي اول تا سوم را کسب کردند.
در رده ي سني 45تا60 سال نيز حسن رحماني از تهران اول شد ، سيد حسين دليل حيرتي از گيلان و عبدالرضا صادقي از توابع تهران دوم و سوم شدند.تيم شناي تهران فاتح رقابتهاي قهرماني شناي آب هاي آزاد کشور در مريوان شد.
درپايان اين مسابقات امروزتيمهاي توابع تهران و کردستان نيز عنوانهاي دوم و سوم را به دست آوردند.
اين مسابقات در سه رده ي سني با شرکت 40 شناگر از استان هاي تهران ، مازندران ، گيلان ، خراسان رضوي ، کردستان و يک تيم از مريوان در درياچه زريوار مريوان برگزارشد. مراسم اهدا جوایز و مدال ها در هتل زریبار به انجام رسید.

                                                                     از نکات دیگر اینکه:

 * آقای حاج محمد فرجی مسن ترین شناگر از مریوان با ۶۵ سال سن با موفقیت تا پایان کار شنا کرد که جای تقدیر دارد.* تماشاگران انبوه مریوانی با دقت زیادی مسابقات را دنبال میکردند . *تمامی شرکت کنندگان از شرایط مریوان و زریبار رضایت داشتند و خواستار برگزاری مجد آن در سال های آتی شندند .* از تیم مریوان آقایان محمد خندانی و عدنان متاعپور در رده ۲۵ر تا ۳۵ در جایگاه چهارم و ششم ایستادند و آقای عزت زراری نیز در رده ۳۵ تا ۴۵ در جایگاه چهارم قرار گرفت .* آقای طیب طاهر پور که جزو افراد پیوند اعضا میباشد با موفقیت مسیر را تا پایان ادامه داد .

 : مرتبه
[ یکشنبه دهم شهریور 1387 ] [ 1:17 ] [ امید شاداب ]

Peyamner PNA - دیروز عصر در شهر بغداد در بازی فینال مسابقات لیگ برتر باشگاه‌های عراق، تیم هولیر توانست برای بار دوم در تاریخ فوتبال عراق به‌ مقام قهرمانی دست یابد. طارق احمد، نایب رییس فدرراسیون فوتبال عراق اعلام کرد هنگام برگزاری این بازی که‌ در پایتخت عراق فدرال برگزار شد تعدادی از وزرا و مقامات عراقی و کردستانی حظور داشتند تا پایان بازی نظاره‌گر مبارزه‌ی تیم "هولیر" و "الزورا"‌ بودند.
 نیمه‌‌ی اول و دوم این بازی بعد از چندین حمله‌‌ی پیاپی بازیکنان به‌ دروازه‌‌ی حریف بدون گل به‌ پایان رسید و بازی به‌ وقت اظافه‌ کشیده‌ شد.

در 15 دقیقه‌‌ی نیمه‌‌ی اول وقت اضافی، بازی پایانی لیگ برتر باشگاه‌های عراق فدرال، احمد صلاح در دقیقه‌‌ی 98 توانست اولین گل این بازی را به‌ ثمر برساند. درادامه‌‌ی بازی تا پایان وقت اظافی، تلاش تیم الزوره‌ جهت برابر نمودن نتیجه‌ی بازی ناکام ماند.
 پیشترتیم هولیر با شکست دادن دو بر صفر مقابل تیم "قوه‌‌ الجویه‌" توانسته‌ بود به‌ این مرحله‌ دست یابد.
این دومین بار است که‌ تیم فوتبال هولیر به‌ مقام قهرمانی لیگ برتر باشگاه‌های عراق فدرال دست می یابد. سال گذشته‌ نیز تیم هولیر در ورزشگاه‌  فرانسو حریری در پایتخت اقلیم کردستان چنین نتیجه‌ای را به‌ دست آورده‌ بود.
مفسران امور فوتبال از این نظر این پیروزی تیم هولیر را حائز اهمیت می‌دانند که‌ در حضور 60 هزار تماشاچی که‌ همگی تیم میزبان را تشویق می‌نمودند، این نتیجه‌ را به‌ دست آورده‌ است.
 در پی اعلام خبر پیروزی تیم هولیر مردم این شهر به‌ خیابانهای پایتخت اقلیم کردستان هجوم آورده‌ و تا پاسی از شب به‌ شادی و ابراز احساسات پرداختند.
قرار است امروز طی مراسمی در فرودگاه‌ بین‌المللی "هولیر" ساکنان پایتخت اقلیم کردستان از قهرمانان ورزشکار کردستان استقبال نمایند.

 : مرتبه
[ دوشنبه چهارم شهریور 1387 ] [ 15:53 ] [ امید شاداب ]

 

به دنبال پایان یافتن دوران هیئت فوتبال استان و یک دنیا ضعف و اشکال هیئت در این دوره  قرار است بزودی انتخابات و یا انتصابات آن برگزار گردد . انتقادهای زیادی که به آقای شریف پور مرد دلسوز ولی ساده دل وارد بود و بیشتر از هر کس از دوستان خود و دبیر ضیف خود لطمه دید . هرچند در این اواخر با آوردن افرادی چون برداران رحمانی ، مولودی ، زند سلیمی و ..................  هیئت گامی به جلو برداشت و کارها روی روال بود ولی حیف که هم دیر بود و خرمن را دیگران بر باد داده بودند .

کاندیدهای دیگر وووووووووووو

علی خشنودی : فردی مسن که سالها در هیئت زحمات زیادی کشیده و منشا خدمات زیادی بوده که جای تقدیر است. ولی از سن و سال ایشان گذشته و روش های مدیریتی سنتی و خوب ایشان در گذشته دیگر جواب نمیدهد و اصرار بر آمدن ایشان جای سئوال دارد . کاش به تاریخ امروز هم سال(87) نگاه کند ایشان قرار نیست مدیر گذشته گان و اموات شود نسل امروز هوای دیگری میطلبد .

منصور کرباسچی: داور خوب و نجیب گذشته که سالها مسئول کمیته داوران هم بود . کرباسچی فردی مناسب و دلسوز است ولی مانند شریف پور ساده و بی ریا که احتمال خراب کردن ایشان توسط  نزدیکان زیاد است .

 عبدالله چمن گلی : قهرمان محبوب مردم کردستان در رشته کشتی فرنگی و مدیر کل تربیت بدنی استان کردستان در حال انجام بزرگترین اشتباه ورزشی خود میباشد . ایشان هرچند در کشتی و یا تمام رشته های ورزشی سر رشته داشته باشد در فوتبال هیچ تجربه ای ندارد و در این لیست از همه ضعیف تر است .

 محمود شاکری : سالهاست که بعنوان داور و مسئولیتهای زیاد دیگر در فوتبال استان زحمات زیادی کشیده است و در یکی دو هیئت هم اکنون مسئولیت گرفته است . شاکری که در روی کار آمدن این هیئت بیشترین نقش را داشت و نمیدانیییییییییم چه شد که در مدت کوتاهی بزرگترین دشمن هیئت شد . با توجه به موج منفی که بر علیه او هیئت و پیشکسوتان سنندجی راه انداخته اند آمدنش صلاح نیست .

 فریدون رضایی پور : هیچ شناختی از ایشان ندارم ولی گویا شهردار سنندج است . اگر با فکر خود نه تبانی دوستانش آمده باشد با توجه مسئولیتش و نفوذ کاری در دیگر نهادها میتواند با کمک ورزشی های کارا و مفید برای فوتبال موفقیت و پول بیاورد .

 اسماعیل احمدی : هیچ شناختی از ایشان نه من و نه دیگر اهالی فوتبال استان ندارند و انتخابش یک ریسک است .

 افشین جانعلی پور : ایشان با فوتبال در این چند ساله که شبکه تلویزیون استان راه اندازی شده نزدیک شده است. بارها در گزارش بازیها و تشخیص بازیکنان دچار اشتباه زیادی شد ( در بازی فرمانداری و استقلال 90 دقیقه من و سامان ملایی را  جابجا  تشخیص میداد ) هرچند این دلیل بر ضعف در هیئت نمیتواند باشد و شاید با توجه با افکار جدیدش  کارا و مثمر ثمر باشد .

 : مرتبه
[ سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 ] [ 12:48 ] [ امید شاداب ]

مراسم افتتاحیه المپیک پکن با نمایشی عظیم از رقص، موسیقی و آتش بازی در استادیوم ملی چین که سرتاسر آن را تماشاچی فرا گرفته، برگزار شد.

مراسم چهار ساعته گشایش المپیک پکن با صدا طبل، نمایشی از نور و آتش بازی آغاز شد و به نشانه شمار ادوار المپیک های مدرن، 29 مجموعه آتش بازی انجام شد.

یائو مینگ، ستاره 228 سانتی متری تیم بسکتبال چین که بلند قد ترین ورزشکار حاضر در بازی ها به شمار می رود پرچم کاروان چین را به حرکت در آورد و لی نینگ، اسطوره ژیمناستیک چین که از جمله سه مدال طلای المپیک 1984 لس آنجلس را به دست آورد، با روشن کردن مشعل استادیوم ملی چین، به مراسم افتتاحیه خاتمه داد.

آقای لی پیش از روشن کردن مشعل بازی ها، یک دور به دور استادیوم زد و سپس با کمک سیمهایی که به بدن او متصل بود، از زمین به هوا بلند شد تا آتش را در برج مشعل ورزشگاه روشن کند.

80 نفر از رهبران کشورهای مختلف از جمله جورج بوش، رئیس جمهور آمریکا و ولادیمیر پوتین، نخست وزیر روسیه در محل برگزاری مراسم حضور داشتند.

حدود 15  هزار نوازنده، آکروبات باز و هنرمند در اجرای برنامه های این مراسم مشارکت داشتند، که انتظار می رفت حدود یک میلیارد نفر در جهان به تماشای آن بنشینند.

برای برگزاری این مراسم تدابیر امنیتی شدیدی به اجرا در آمد و از جمله فرودگاه اصلی پکن بسته شد.

مراسم افتتاحیه در شرایطی آغاز شد که نگرانی ها درباره آلودگی هوا و انتقادها از وضعیت حقوق بشر در چین، برگزاری بیست و نهمین دور مسابقات المپیک را تحت تاثیر قرار داده است.

هو جین تائو رئیس جمهور چین در آستانه آغاز مراسم افتتاحیه گفته بود: "لحظه تاریخی که منتظرش بودیم در حال فرا رسیدن است."

برنامه با هنر نمایی 2008 طبل زن آغاز شد که درون طبل های آنها با نور روشن می شد و از این طریق و نمایش اعداد بر روی سطح مجموعه ای از طبل ها، شمارش معکوس آغاز مراسم انجام شد.

در برنامه برگزار شده تاریخ 5000 ساله چین در نمایشی 50 دقیقه ای به تصویر کشیده شد و به اعتقاد کارشناسان نظم برگزار کنندگان در اجرای برنامه را می توان نمادی از توان این کشور در هماهنگ سازی توده های عظیم مردم برای رسیدن به اهداف خود قلمداد کرد.

این برنامه با رژه ورزشکاران و روشن کردن مشعل المپیک به پایان رسید.

بنا به سنت المپیک رژه با ورود ورزشکاران یونان، کشوری که المپیک در آن متولد شد، آغاز شد.

اما نکته جالب در حضور کاروانها، نحوه تعیین ترتیب ورود آنها بود.

برگزار کنندگان المپیک پکن این ترتیب را بر اساس تعداد حرکتهای لازم قلم برای نوشتن نام کشورها به زبان چینی تعیین کردند.

از این رو به عنوان مثال تیم بریتانیا به عنوان صد و پانزدهمین کاروان وارد استادیوم شد و استرالیا که معمولا بر اساس حروف الفبا سومین کشوری است که ورزشکارانش رژه می روند، به عنوان سومین کشور از آخر پا به صحنه اجرای مراسم گذاشت.

 : مرتبه
[ شنبه نوزدهم مرداد 1387 ] [ 23:34 ] [ امید شاداب ]

آقای افشین لهونی رتبه اول کشوری در جشنواره الگوهای برتر تدریس رشته تربیت بدنی را به دست آورد.ایشان به عنوان نماینده استان کردستان در این جشنواره توانست با کسب بیشترین امتیاز نسبت به رقبا در دیگر استانهای کشور به این افتخار نائل گردد. بنده این موفقیت را با ایشان و تمامی فرهنگیان مریوان تبریک میگویم . 

 : مرتبه
[ چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387 ] [ 11:52 ] [ امید شاداب ]

پس از آن که کشتی گیران و مدیریت دو باشگاه کشتی مریوان دچار اختلاف شده بودند و از سوی تربیت بدنی مریوان سالن کشتی تا پایان اختلاف قفل شده بود  با میانجیگری هیئت کشتی  مریوان و مدیر کل تربیت بدنی چمن گلی به اختلاف خود پایان دادند و قفل سالن گشوده شد . شایان ذکر است که سیاوش زراری مربی یکی از تیمها و علی سنندجی مربی تیم دیگر است و این در حالی است که امید کریمیان با جدیت و دلسوزی خود بهتر از تمام هیئت ها برای کشتی امکانات و شرایط رشد را فراهم نموده است و ایکاش فوتبال نیز اینچنین مدیری داشت .

 : مرتبه
[ سه شنبه پانزدهم مرداد 1387 ] [ 12:23 ] [ امید شاداب ]

در مطلب اوراز و مسئولیت من در تاریخ ۵تیر ماه http://maysport.blogfa.com/post-129.aspx به این موضوع اشاره نموده ام که تا تعیین مربی در این این تیم جوان و به خاطر آقای محمودیان در راه افتادن تیم ایشان را کمک خواهم نمود و با بازیکنان تیم نیز این مورد را در میان گذاشتم. چون مشکلات شخصی مانع از حضور مستمر و جدی من برای کار است نه تنها امسال بلکه سال گذشته و شاید یکی دو سال آینده نیز بنده نتوانم جدی در کنار تیم و به عنوان مربی فعالیت نماییم . در طول این مدت که به آقای اخگر در این راه کمک کردم نه تنها تمرکزی بر روی کارم نداشتم بلکه بارها دیر به تمرین رسیدم و گاهی وقت اصلا به تمرین نرسیدم و همین بی نظمی در کار تیم و امور شخصیم خلل ایجاد نمود .بعد از این یک ماه پر فشار که حتی با داوران و دوستان نیز استکاک پیش آمد صلاح خود و تیمم را در این دیدم که کار را به خود آقای محمودیان بسپارم  . هرچند ایشان از بنده نیز نگران باشند ولی من در همان روز اول و جلسه هیئت مدیره نیز امروز را (که من موقت با تیم خواهم بود)به ایشان و دیگر اعضا یاد آوری نموده بودم . تیم نتایج متوسطی گرفته (البته به هر سه تیم مدعی قهرمانی باخته است )و چون تیم بیش از حد جوان است ، هدف در امسال فقط حفظ آن است . در بخشی دیگر من در کنار تیم هستم و دوستان و بازیکنان جوان خود را رها نخواهم کرد . کسانی که از نزدیک با مشکلات من آگاه باشند از من گله نخواهند کرد . 

 : مرتبه
[ چهارشنبه نهم مرداد 1387 ] [ 13:15 ] [ امید شاداب ]

مسابقات ورزش سه گانه از رشته رقابت های دومین المپیاد ایرانیان، در دریاچه زریبار برگزار شد.

عکس : مقداد رحماني

ساعت 9 صبح روز شنبه پنجم مرداد ماه، شهر مریوان میزبان 84 ورزشکار در قالب 24 تیم در دو رده "جوانان" و "امید" بود تا در دومین المپیاد ایرانیان به رقابت در رشته ورزش سه‌گانه (شنا، دوچرخه سواری و دو صحرانوردی به صورت متوالی) بپردازند.
برای رقابت رده جوانان(زیر 18 سال) 37 شرکت کننده پس از 750 متر شنا در دریاچه زریبار و 20 کیلومتر دوچرخه سواری مسیر دریاچه تا مرز، مسافت5 کیلومتری رفت و برگشت دریاچه تا میدان بیسارانی را نیز دویدند. در پایان این رقابت نفس گیر، مقام اول را "میلاد طاهری از استان لرستان" به دست آورد و "فرزاد دادفر از استان اصفهان" و "علی لطفی از استان فارس" به ترتیب دوم و سوم شدند.
هم چنین در رتبه بندی تیمی این رده سنی، استان های لرستان، زنجان و چهارمحال و بختیاری مقام اول تا سوم را کسب کردند.
در این رقابت آرش عرشي، شاهين عزيزي و احسان فرهادي تنها شرکت کنندگان از استان کردستان بودند.
رقابت در رده سنی امید(18 تا 23 سال) نیز که احمد محمودي و نويد سليمي پور به عنوان نمایندگان استان کردستان در آن حضور داشتند، با شنای 1500 متر آغاز شد و پس از 40 کیلومتر دوچرخه سواری و طی مسافت 10 کیلومتر به عنوان دو صحرانوردی، به پایان رسید. در نتیجه رقابت این 47 شرکت کننده، فرشاد دادفر از استان اصفهان، بابک افشاریان از استان زنجان، محمد شریفی فر از استان فارس به ترتیب مقام های اول تا سوم را نایل شدند. نوید سلیمی یکی از دو نماینده استان کردستان توانست رتبه هفتم را به خود اختصاص دهد.
نتیجه نهایی تیمی رده سنی امید نیز مقام اول برای استان اصفهان،مقام دوم استان آذربایجان شرقی و مقام سوم استان زنجان مشخص شد.
در این دوره از مسابقات، رییس و نایب رییس فدراسیون ورزش سه گانه، و مدیرکل فدراسیون استان نیز حضور داشتند.
مراسم اختتامیه و اهدای جوایز این دوره از مسابقات ساعت 5 بعداز ظهر با حضور فرماندار، شهردار و جمعی دیگر از مسؤولین شهرستان مریوان، در مجتمع فرهنگی ارشاد برگزار شد.
همزمان دو شهر دیگر استان کردستان میزبان رشته های دیگری از دومین المپیاد ایرانیان هستند. رقابت های "بسکتبال" از 18 تا 25 تیرماه در سنندج برگزار شد و مسابقات"کونگ فو" از 8 تا 14 مرداد در همین شهر برگزار می شود. هم چنین مسابقات "موتای" که از پنجم مرداد در سقز آغاز شده است تا دهم همین ماه ادامه خواهد داشت.

منبع:خبرنگارمریوان

 : مرتبه
[ چهارشنبه نهم مرداد 1387 ] [ 12:34 ] [ امید شاداب ]

به دنبال تغیرات مدیریتی در سطح شهرستان مریوان و جلب رضایت آقای محمدی نماینده مریوان در مجلس حامد جولایی قهرمان سابق دو صحرانوردی ایران به عنوان سرپرست جدید معرفی گردید . 

قبل از ایشان منوچهر نصری سرپرست تربیت بدنی بود . از جولایی که دوره قهرمانی و تحصیلی خود را در تربیت بدنی به خوبی طی کرده انتظار میرود بستر مناسبی را برای گسترش ورزش و رسیدن رشته های  مختلف به سطح بالا را فراهم نماید و با تمامی هیئت ها تعامل درستی داشته باشد .  

بنده به عنوان یک دوست و فردی از جامعه ورزش به ایشان تبریک میگویم و امید وارم از انتقادهای احتمالی جهت منفعت ورزش استفاده نماید .

 : مرتبه
[ جمعه چهارم مرداد 1387 ] [ 13:1 ] [ امید شاداب ]

 

تیمور عسکری بازیکن خلاق و بی نظیر دهه 50 و 60 مریوان و استان نزدیک به 14 سال رییس هیئت فوتبال مریوان بود از سمت خود برکنار شد. بنده و دیگر همبازیانم شاگرد ایشان بودیم و دیدن بازیهایش برایمان نهایت خوشحالی بود ، ایشان در بازی من بیشترین تاثیر را به عنوان مربی داشت .

ایشان با این همه احترام و ارزشی که داشت متاسفانه بسیار کم  قدر خود را میدانست و نه تنها برای نسل های بعد از ما کاری نکرد بلکه همچنان در عالم قهرمانی گذشته خود جا مانده بود و هر کسی که با ایشان هم صحبت میشد از داستانهای تکراری و تعریفهای بازی خود میگفت هر چند هیچ کس به بزرگی ایشان شک نداشت ولی ................ در این همه سال که مسئول هیئت بود کمترین دلسوزی را نسبت به خود هیئت، چمن ورزشگاه، تیمهای پایه،نمایندگان مریوان در مسابقات استانی و کشور را داشت و در این چند سال اخیر که ورزشگاه اجاره ای شده بود صدای بازیکنان 10 -12 ساله را هم در آورده بود و چون همه زمانی در مدرسه و یا تیمهای قدیمی شاگرد ایشان بودند نسبت به کارهایش رودربایستی داشتند وهیچ صدای اعتراضی را نمیشنید و اگر میشنید هیچ کس را قبول نداشت. بنده 4 بار در این 5 سال گذشته رودررو و تنها از ایشان انتقاد نمودم و گاهی حتی بیش از حد هم ازش انقاد نمودم و ایشان را متوجه موج منفی پشت سرش میکردم و اینکه همه دارند به شما کم اعتماد میشوند و از گفته های من ناراحت هم میشد و  چون میدانست از ته دل دوستش داشتم کمتر از من میرنجید . یک بار با خنده انتقاد هایم را قبول کرد و گفت کمکم کن و مسئولیت کمیته جوانان را به من سپرد ولی بعد از مدت کوتاهی آش همان آش و کاسه همان کاسه ، آقای زراری هر گاه فوتبال و تماشاگران و اهمیت مسئولین به فوتبال را میدید به عنوان دبیر هیئت حاضر میشد و هرگاه شرایط مهیا نبود عسکری همچنان تنها بود . هیچ کس را قبول نداشت و انتظار احترام بیش از حد  از همه حتی غیر ورزشکاران را داشت !! ایشان دیگر حوصله کار نداشت و حاضر نبود مسئولیت را رها کند  

دفتر هیئت چند سانت گردو خاک رویش نشسته، چمن زیبای مریوان تقریبا نابود شده ،رختکن ها و سرویس بهداشتی 5 سال است در بدترین حالت ممکن است که موقع میزبانی شرمنده تیمهای حریف میشدیم ، محوطه استادیوم افتضاح بود،تیمهای مریوان به اندازه تیمهای روستای و بازاری حق استفاده از چمن را داشتند، موفقیت تیمهای مریوانی خوشحالش نمیکرد و خیلی دیگر از گفتنی ها که دیگر نباید بر زبان من شاگردش بیان شود ولی ایکاش به گفته من گوش میداد و مسئولیت را رها میکرد تا اسطوره جوانی ما همچنان باقی میماند نه اینکه با حکمی ضربتی خلعش نمایند .

بنده همچنان دوستش دارم چون فوتبال را ایشان به ماها یاد دداد ولی ....................................................

 

این گوشه ای از سرویس بهداشتی هیئت است !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 : مرتبه
[ یکشنبه سی ام تیر 1387 ] [ 18:12 ] [ امید شاداب ]

                                                                     

در هفته چهارم لیگ استان من نسبت به داوری ضعیف و تاثیر گذار داور کنار بازی شاهو اصلانی به شدت اعتراض کردم  و اشتباهش آنقدر واضح و روشن بود که صدای ناظر بازی را هم در آورد و ایشان با عمد یا غیر عمد مانع از به ثمر رسیدن گلهای دوم و سوم ما شد و از بخت بد ایشان و ما تیم حریف از تنها حمله اش در ثانیه های پایانی به گل تساوی دست یافت. جالب اینکه در بازی اول لیگ نیز به اعتراف خودش برد ما را با تساوی عوض کردو در واقع در دو بازی 4 امتیاز ما فقط به خاطر ایشان از دست رفت که برای تیم یکدست جوان و بی تجربه ما غیر قابل جبران است و معذرت خواهی ایشان بعد از هر بازی  دیگر تکراری شده است و دردی از ما دوا نخواهد کرد. بعد از بازی به سراغ داور کنار بازی شاهو اصلانی رفتم و با عصبانیت بر سرش فریاد زدم و حتی شانه و گردنش را تکان دادم ( نه ضربه ) و خدا را شکر میکنم که در یک لحضه چهره پدر ایشان اقای اصلانی در ذهنم ظاهر شد و چون نسبت به ایشان ارادت دارم کار بدتر از آن نشد وگرنه در ان لحضه ممکن بود که مرتکب حرکاتی شوم که بیشتر شرمنده بازیکنانم و جامعه داوری شوم .  بنده در روز بعد از بازی کار خودم را نه تنها توجیه نکردم بلکه از بازیکنان خود به خاطر عدم کنترل خودم عذر خواهی نمودم . در اینجا هم از داوران با شرف گذشته و حال استان رسما عذرخواهی مینمایم .

                                               

مشکل داوری و حل آن به این آسانی ها رفع نخواهد شد ولی قضاوت بی طرفانه و اشتباه برای هردو تیم حداقل انتظار تیمهاست. در طی بیست سالی که در فوتبال استان مشغول بوده ام فقط چند داور بی غرض،نترس،آشنا به قانون و روانشناس دیدم از آن جمله مهرپیما،ساعدی،مرحوم راستکردار،علیمحمدی،شریفی،قریشی کوچک،اسعدی ، بهمنی و مقدمی ( فقط لیگ 74 صوت زد ) بقیه برای به پایان بردن 90 دقیقه مشکلات زیادی را برای خود، داوری و تیمها به وجود می آوردند . چه بی احترامی های که به داوران نشده است از توهین وکتک زدن تا با چاقو تهدید کردن حتی در درب منزل آنها و .......................... اینکارهای زشت را 70% خود داوران و نحوه ارنج کردن آنها به وجود می آورند . ساعدی اگر در یک بازی چند اشتباه هم داشته باشد چون همه به بی طرفیش شک ندارند براحتی تیمها از اشتباهش میگذرند ولی متاسفانه وقتی مسئولی به هر دری میزند تا فرزندش فوتبالیست شود و موفق نیست ناچارا و با حمایت کورکورانه در حقش دوستی خاله خرسه ای در می آورد و میبینیم فرزند یکی از مسئولین در حالیکه لیاقت داوری نونهالان را ندارد به بازی های حساس و یا بالاتر از استان معرفی میشود و این یعنی نابودی داوری که باید بزرگان داوری (کرباسچی؛علیمحمدی ، طهماسبی و ...........) جلوش را بگیرند.

 : مرتبه
[ یکشنبه سی ام تیر 1387 ] [ 18:1 ] [ امید شاداب ]
<< مطالب جدیدتر ........ مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By mythm.blogfa.com :.

درباره وبلاگ

نویسنده وبلاگ امید شاداب: این وبلاگ ورزشی که در سال 84 رسما وارد دنیای اینترنت شده است ، سعی دارد که اخبار و تحلیلهای را در رابطه با ورزش کشور و البته بیشــتر ( استان و مریوان ) را در آن منعکس نماید . چنانچه بازدید کنندگان محترم با نظراتشان ما را همراهی نمایند , در اشاعه و انعکاس ورزش شهر و استانمان نقشی زیاد خواهند داشت. خواهشمندم در نظرات هیچگونه توهین و بی احترامی نکنید چون در اولین فرصت نظر شما حذف میشود
امکانات وب